گوشت خون را زياد كرده و به حال اعتدال درمىآورند .
در گذشته بهعنوان يك وسيله تشخيصى از دود مازو براى تحريك صرع استفاده مىنمودند .
اصوات قوى همچون بوق اتومبيل ، رعد و برق و . . . نيز تحريككننده هستند . ترب ، سير ، پياز ، باقلا ، عدس ، شلغم ، كرفس ، فلفل ، خردل و هر چيز تند و تيز و بخارزا زيانآور بوده و اخلاط را به دماغ مىآورند . انواع ترشىها در صرع بارد مضر مىباشند . ضمنا شير و فرآوردههاى لبنى نيز ضرر دارند . شويد ، گشنيز ، سداب و پونه مفيد هستند . دارچين و انيسون سودمند بوده و اخلاط را از دماغ فرود مىآورند . بىخوابى ، هول ، ترس و خشم مضر به حال بيمار مصروع مىباشد .
معالجات روانى تأثير بسيار در بهبود حال بيماران مصروع دارد . بديهى است اين نوع درمان بايد درخور فهم و آگاهى بيمار انجام گيرد . مثلا اگر بيمارى عامى و خرافى است بايد با همان سلاح و اعتقادات خرافىاش به درمان او پرداخت . « 1 »
زرتشت پيامبر در دستورات بهداشتى خود از طبيب ، جراح و دعاخوان ياد كرده و تأكيد نموده كه بسيارى از بيماران با توسل به دعا و تقويت روحى درمان مىگردند . « 2 » امروزه شكل كار تغيير كرده و گرنه اصل موضوع همانست كه بود .
سكته مغزى
سكته عارضهايست كه به ناگاه اتفاق افتاده و با بروز آن و يكباره قوه حسّ و حركت كه از مغز به اندام مىرسد قطع مىگردد . همه اعضاء از كار افتاده و حواس انسان باطل مىشود . جز عمل دم زدن هيچ حركت ديگرى برجاى نمىماند . حتى عمل دم زدن هم محسوس نمىگردد و فرد مسكوت شباهت به مردهاى پيدا مىكند . به عقيده قدما سبب بروز سكته وجود خلط لزج چسبندهايست كه باعث قطع قوه حس و حركت مىگردد . اين
هامش
( 1 و 2 ) - روانى درمانى