- جوزبويا ( خوراكى )
- پودر بسباسه ( خوراكى و پاشيدنى بر سر و پيشانى )
- قسط ( بخور و ضماد )
- هليله كابلى ( خوراكى - سبب اسهال سودائى و بلغمى مىشود . )
- خمير محموده ( سقمونيا ) و سركه و روغن گل ( ضماد )
- زنجبيل پرورده با عسل و يا شكر ( خوراكى )
- اسطوخودوس ( خوراكى )
- موى سوخته آغشته به روغن گل سرخ ( عطسهآور )
در شرايط صحت و سلامت بدن ، خون اندكى قليائيست . هرگاه اين تعادل به هم خورده و ترشى خون افزايش يابد اختلالى در مزاج رخ خواهد داد . اگر « ماده سودا » در معده باشد در اين حال صداع با مشاركت معده رخ خواهد داد و نشانه آن را نيز مزاج سوداوى ، آروغ ترش و علائم ماليخوليائيست .
صداع ريحى
صداع ريحى ، سردرديست كه از بادها و بخارهاى غليظ درونى به وجود مىآيد .
نشانه - نشانههاى آن درد شديد در قعر چشم ، گردش درد از نقطهاى به نقطهاى ديگر و طنين گوش است . اگر مقدار بخار درونى بسيار باشد رگهاى سر به ضربان مىافتد . بيمار دچار اوهام و تخيلات مىگردد . گاهى شدت بيمارى ايجاد دوار مىنمايد .
درمان - بايد بدن بيمار را از ماده فاسدى كه ايجاد بخار و باد مىنمايد پاك نمود . قدما براى انجام اين امر ايارج فيقرا ، صبر زرد و حب قوقايا مىدادند . پس از پاك شدن بدن بيمار هر صبح ناشتا دستور استحمام داده مىشد .
دستورات ديگر عبارت بود از :
استفاده از سياهدانه ، مرزنجوش ، جندبيدستر ، بوئيدن مشك ، دود كردن و استشمام تخم باديان ، چكاندن روغن بادام تلخ در گوش . ايجاد عطسه با تركيبى از ايارج فيقرا 1 ،