وحشت و نضج سودا در بدن جوشاندهاى مركب از : سنبل الطيب 1 ، گل گاو زبان 2 ، پوست بيد 3 ل و ليمو عمانى 2 عدد دادم . براى تقويت كليهها شيره خنكى مركب از تخم خيار 4 ، تخم گشنيز ، تخم كدو 2 و تخم خرفه 2 ل تجويز كردم . زيرا زيادى فشار ( حد اقل 5 / 14 ) دلالت بر ناتوانى و تصلّب كليهها مىكرد و عصاره تجويزشده بنا به آزمايشهاى اينجانب رفع اين عارضه را نموده و كليهها را اصلاح و به كار وامىداشت .
بيمار مرتبا روزى يك تا دو كپسول صبر زرد و شيره خنك را مىخورد . در نتيجه عمل مزاج به روزى دو بار رسيد . مقدار ادرار نسبت به پيش زيادتر گرديد . مقدار نمك ادرار در ابتدا چهار گرم بود . پس از يك هفته در اثر استفاده از شيره خنك به هفت گرم در ليتر رسيد . فشار خون نيز 11 / 17 را نشان مىداد .
داروهاى قبلى تكرار شدند . بهعلاوه دستور دادم شبى نيم تا يك مثقال هليله سياه را كوبيده و بخورد . بيمار به واسطه بروز پيشآمدهائى مرتبا عصبانى مىشد و در عمل موفق به اجراى كامل دستورات نمىگرديد .
بعد از يك ماه دوباره به آقاى دكتر كنى مراجعه كرد . با وجود مراتب يادشده و پيشامدهاى نامناسب و عصبانيتهاى مكرر معهذا در معاينه ته چشم آثار خونريزى نسبت به پيش خيلى كمتر شده بود . آقاى دكتر وضعيت بيمار را كتبا به اطلاعم رسانيدند .
اينبار شيره خنگ گرم مركب از تخم خربزه ، تخم گرمك و تخم شويد نوشتم . زيرا آثار « سردى و رطوبت » را در مزاج او تصور كردم . چون جگر بيمار گرم بود اين شيره خنگ گرم آثار خفگى ، ناراحتى ، خشكى دهان و قدرى بيخوابى در او ايجاد كرد . لذا استفاده از داروها را متوقف كرد و پس از يك هفته به نزدم مراجعه كرد .
شرح حالش را گفت . معلوم شد به اصطلاح قدما « گرمى جگر » بر « سردى بدن » غلبه دارد . ناگزير همان دستورات قبلى را تكرار كردم .
پس از يك ماه ديگر مراجعه كرد . اينبار ديد چشم بسيار خوب و نزديك به حال عادى و طبيعى بود و فشار خون به 8 / 14 رسيد . روىهمرفته بايد بگويم با پنج تا شش بار مراجعه و استفاده از داروها حالش بهبود يافت .
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٨٢