تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

بيمار بيست و هفتم ( زنان )

* دختر يكى از دوستانم ( ف . ش ) كه به واسطه سوء مزاج ارثى چاق و تنومند شده و ضعف مشاعر داشت ، چند سالى دچار اختلال در عادت ماهانه شده بود . قاعده خيلى بود و گاه نيز قطع مىشد . مزاجش خوب كار نمىكرد . در ضمن معالجات ، كپسول صبر زرد و جوش‌شيرين به او دادم . بعضى اوقات كمى قاعده مىشد و گاهى ماده سفيد و لزجى جريان مىيافت . سپرده بودم او را نزد متخصص بيمارىهاى زنان ببرند . هرگونه داروئى اثر قطعى بر او نمىكرد . چون به واسطه دوستى هميشه با من مراوده داشتند از طبيعت دختر آگاه بودم كه بلغمى و سوداوى است . در معاينه‌اش آشكار شد كه صفرا هم در ناراحتىاش دخالت بسيار داشته و مانع اصلاح بدن مىگردد . متخصصان بيمارىهاى زنان مداواى مختلفى كرده بودند كه نتيجه قاطع به دست نداده بود . به فكر افتادم كه بايد در وضع صفرا و بلغم و نيز تصفيه خون او اقدام نمود ، بلكه نتيجه نهائى به دست آيد . ازاين‌رو نسخه‌اى برايش تركيب كردم كه به شرح زير بود : 1 - تربد مجوّف 2 ، كوبيده پوست هليله زرد 3 ، تمر هندى 5 ، ريشه كاسنى 2 ، شاهتره خشك 2 ، گز خوانسار 14 ل ( جوشانده ) . 2 - تخم خرفه 3 ، تخم گشنيز 2 ، تخم هندوانه 2 ل ( عصاره ) بيمار با خوردن اين داروهاى ساده در مدت چند روز عادت ماهانه‌اش باز و به شكل طبيعى درآمد و با پيروى ممتد از اين دستور بهبود كامل يافت .

بيمار بيست و هشتم ( زنان )

* يكى از بيماران من دختر خانم سى ساله فربهى بود كه رفته‌رفته تمام انساج بدن او از رطوبات و سموم آكنده شده و مخصوصا شكم او بزرگ و برآمده و از زيادى چربى آويزان گشته بود . همچنين ران‌ها و ساير اعضاى بدن او بىقواره ، كلفت و حجيم شده بود . رنگ او به تدريج تار و تارتر مىگرديد . آثار خفگى و مسموميت در چهره‌اش نمايان