صورتى كه عمل دفع قبلا به دشوارى انجام مىگرفت . عطش باقى بود . حال بچه مىتوانست بايستد و به زحمت يك قدم راه برود . رنگ رخسارش روشنتر شده بود .
دستور زير را دادم :
1 - حب باريجه احمديه ( روزى 8 عدد )
2 - حب قوقايا ( روزى 3 عدد )
3 - جوشاندهاى از بسفايج 2 ، اسطوخودوس 1 ، انيسون 1 ل . ( 4 بار )
4 - تكرار ضماد
- در تاريخ 25 / 12 / 35 كودك مىتوانست چند دقيقهاى سرپا بايستد ، تا سه قدم راه را با اتكاء به صندلى و چرخش دور آن طى كند . حال مايل بود بر خلاف گذشته در آفتاب بنشيند . رنگ چهرهاش بهتر و روشنتر مىنمود . روىهمرفته بهبود بيشترى مشهود بود . مىگفتند سابقا از بلندى مىترسيد و از نشستن روى صندلى ابا داشت ولى حالا بدون ترس روى صندلى مىنشيند . دستور تكرار داروها به اضافه حب ارمنى مركب داده شد كه روزى 4 تا 5 عدد بخورد .
- در تاريخ 28 / 12 / 35 كودك روى تخت دراز خوابيد و توانست از پهلوئى به پهلوى ديگر بگردد . و نيز به خودى خود و بدون يارى ديگران در جايش نشست و حتى از روى تخت معاينه پايين آمد . به ديوار تكيه داده و به راه افتاد . از اتاقى به اتاق ديگر رفت .
پيوسته در جنبش و حركت بود و ديگر در يك جا نمىتوانست قرار بگيرد . رنگ چهرهاش روشنتر شده و ديگر گريه و بداخلاقى نمىكرد كسى را هم كتك نمىزد .
حركت سر و ارتعاش بدن و دست و پا رفع شده فقط گاهى ارتعاش خفيف پيدا مىشد كه چندان قابل توجه نبود . اينك به هنگام نوشيدن آب نياز به نگهداشتن سر او كه در گذشته تكان مىخورد نبود . سابقا در موقع برخاستن از خواب دستش مىلرزيد كه آن هم بر طرف شده بود . عطش بسيار كاهش و اشتها به عكس افزايش يافته و عرق شبانه كم گرديده بود . چنان نشاطى در بچه ايجاد شده بود كه پيوسته خندان و در حال حركت بود .
ديگر نمىخواست بخوابد و در يكجا آرام گيرد . دستور زير را برايش نوشتم :
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١١١