نداشت و به عكس آب نسبتا زياد مىنوشيد . مزاجش تنبل بود و ناقص كار مىكرد . اين خانم تنومند شكمى برآمده داشت و « بلغمىمزاج » بود .
درمان
با معايناتى كه از او كردم دستوراتى بشرح زير دادم :
1 - كپسولى مركب از صبر زرد 3 سانتىگرم و جوششيرين 4 براى يك كپسول نمره 1 .
( روزى يك كپسول )
2 - معجونى مركب از مقل ازرق 4 ل ، مرمكى 1 ل ، پوست هليله زرد 4 ل ( به مدت 8 روز ) .
3 - عصارهء تخم خربزه 35 ل ، تخم گرمك 2 ل ، تخم يونجه 3 ل ، تخم گشنيز 2 ل .
4 - جوشانده از اصل السوس 2 ل ، رازيانه 1 ل ، بابونه 1 ل ، گلگاوزبان 2 ل و اسطوخودوس 1 ل ( به مدت 5 بار )
5 - به بيمار دستور تجزيه داده شد كه مقدار قند در ادرار 5 / 18 و در خون 75 / 1 و اوره 54 در خون و قدرى آلبومين و سيلندر در ادرار نشان داده مىشد .
داروهاى فوق چند بار تكرار گرديدند .
- در تاريخ 4 / 8 / 33 مقدار قند خون به 12 / 1 رسيد . در ادرار قندى نبود و سيلندر هم نشان داده نمىشد . بدينترتيب قند خون تا حدودى كنترل شد . منتهى به او يادآور شدم كه مرتب از معجون استفاده بنمايد .
* * *
* بيمار هشتم
در تاريخ 2 / 12 / 1337 بانو هيكانوس ك . 65 ساله را به مطب آوردند . بيمار اظهار داشت « مدت شش سال است كه دچار مرض قند شدهام . در اين مدت پيوسته تحت معالجه بوده ، انسولين زيادى تزريق و داروهاى بسيارى خوردهام ولى بهبود بدست نياوردهام . سال