زخم و تعفن روده
در اواخر سال 1326 آقاى احمد ب سن نزديك به سى سال ، ساكن گرمسار در نتيجه بيمارى واگير دچار اختلال دماغى و جنون گشته و مدت دو سال نزد متخصصان اعصاب در خارج و در آسايشگاه تحت درمان قرار گرفت . آخرالامر بيمارى شدت يافت و اثر داروها نيز موقتى بود . از آسايشگاه خارج گرديد . گاه از منزل فرار مىكرد و بىاراده در شهر به گشت مىپرداخت . هرگونه خوراكى كه مىديد مىخورد و بسبب همين خوراكيهاى نامناسب دچار اسهال خونى بسيار سختى گشت . معالجات و تزريقات و سرمهاى مختلف و داروهاى گوناگون همه بىاثر واقع شدند . مدفوع بيمار همچنان توأم با خون و چرك زياد بود . رودهها سراسر زخم و بيمار سخت در رنج و مشرف به مرگ بود .
در اين حال مرا به عيادت بردند . چند بار روغن بادام شيرين ، ريشه خطمى ، گل پنيرك ، گل خطمى و داروهاى مشابه ديگر دادم . ابدا مفيد واقع نشدند . بيمار به خطر حتمى افتاده بود و توسط سرمهاى فيزيولوژى و قند نگهدارى مىگرديد . چرك و خون همچنان دفع مىشد . سرانجام اين نسخه را به فكر خود براى او ترتيب دادم :
گل ارمنى ، گل داغستان ، پادزهر معدنى از هركدام يك مثقال كوبيده و آميخته از پارچه رد كنند و در پنج سير عرق بيد حل كرده روزى دو تا سه قاشق سوپخورى به او بخورانند .
از خوردن اين دارو چرك و خون بند آمد و مزاج به حال عادى برگشت .
مىتوان گفت كه اين دستور معجزه كرد و گرنه وقوع مرگ يقين و حتمى بود .
بعد از بهبودى كامل حال دماغى نيز رو به خوبى گذاشت و بيمار را به گرمسار بردند .
بطورى كه اظهار داشتند حال دماغى او بهتر شده و حتى برخى از كارهاى شخصى را هم انجام مىدهد . منتهى از آمدن به تهران به علت هراس از بيمارستان و تزريق آمپول خوددارى مىورزد .
توجه مىدهم كه علت بهبودى انحراف ماده از مغز و توجه آن به روده و دفع آن بوده است .