تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
3 ل ، كافشه 5 ل ، شكر سفيد 6 ل داده شد كه آنها را كوبيده و آميخته و ميل كنند . تنقيه‌اى نيز از گل ارمنى 1 ل ، گل ختمى 2 ل ، گل پنيرك 2 ل ، تاجريزى 5 ل ، كتيرا 2 ل ، نشاسته 2 ل ريشه خطمى 5 ل و همچنين جوشانده‌اى متشكل از جنطيانا 1 ل ، ريشه ايرسا 2 ل ، بسفايج 3 ل بادرنجوبه 1 ل تجويز شد . 21 / 11 / 27 - در 24 ساعت چهار بار مزاج عمل كرد . فقط دردى در نشست داشت كه نتيجه زخم مىباشد . ديگر خون ندارد . مدفوع ديگر تكه‌تكه نيست و اين دال بر رفع تشنج است . 23 / 11 / 27 - دستور داده شد آجرى را در آتش داغ كرده سپس نمد يا پارچه‌اى به روى آن كشيده و زردهء تخم‌مرغى را روى آن نهند . آنگاه مقعد را روى زرده تخم‌مرغ قرار دهد . در اين حال زرده تخم‌مرغ داخل در مقعد مىگردد و رفع سستى و اورام را مىكند . بدستور عمل كرد . در جلوى مقعد ورمى بدرشتى گردو بود و مانع تنقيه مىشد . به سختى سر " ايريگاتور " داخل مىگرديد . در اثر پانسمان زرده تخم‌مرغ كه تجويز نموده بودم ورم خوابيده و رفع مانع شد . مخصوصا اين خوابيدن ورم بايد بسيار مورد توجه قرار گيرد . 24 / 11 / 27 - روز گذشته مزاج دوبار عمل كرد و شب نيز دوبار . امروز يك تكه گوشت به اندازه يك باقلا كنده و دفع گرديد . بول بدون هيچ‌گونه زحمت و مكثى خارج مىشود و ديگر نيازى نيست كه به مثانه فشار وارد گردد . دارو تكرار شد . توضيح آنكه شب گذشته بدون درد و اذيت مواقعه صورت گرفت و رفع سيلان منى شد و نعوظ نيز نزديك به عادى گرديد . 25 / 11 / 27 - شب گذشته شكم كار نكرد ولى بيمار هفت تا هشت بار سر لگن نشست كه فقط كمى آب مترشحه مستقيم دفع شد . دارو تكرار گرديد . 26 / 11 / 27 - روز گذشته دردى شديد پديدار شد . صبح مزاج بطور زياد بلغمى عمل كرد . شب دفع نفخ بدفعات شد و درد آرامتر گرديد . چون سرماخوردگى نيز اضافه شد لذا جوشانده برگ اوكاليپتوس 1 ل ، افسنتين رومى 1 ل ، بادرنجوبه 1 ل ، سنبل الطيب 1 ل تجويز گرديد . بيمار را يك بار نزد آقاى دكتر هنجن فرستادم تا چنانچه قابل عمل باشد ترتيب كار داده شود . جواب نوشتند كه " اين سرطان قابل عمل نيست " . 30 / 11 / 27 - علف اشترخار تجويز شد كه جوشانيده و بخورد كمى هم داخل آب تنقيه نمايد . ( سابق بر اينكه در تهران طبيب كم بود و بيش از چند بيمارستان وجود نداشت و هيچ‌گونه وسيله بهداشتى در دسترس نبود و نيز اطباء معروف هم كمتر وقت ديدن فقرا را داشتند ، نگارنده در ميان فقرا در گوشه و كنار كاروانسراها ، تكايا و بيغوله‌ها رفته و با كمال ميل و اشتياق تحقيق و آزمايش كاربرد داروهاى قديمى را مىنمودم . به تشخيص خود علف مشهور به اشترخار را جهت سرطان معده تجويز كردم ، بهبودى ديدم . در