تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
تخم گشنيز 1 ل ، تخم كدوى شيرين 1 ل ، تخم خربزه 2 ل و تخم گرمك 1 ل تجويز شد . شيره كشيده به بيمار دهند تا ورم‌هاى مغز و عروق را بخواباند و دفع سموم نمايد . اين داروها بواسطه دارا بودن ويتامين‌هاى زياد اثرات بسيارى در بدن دارند . در تاريخ 21 / 12 / 26 دستور دادم باز روزها يك استكان آب هويج خام ، انجير و يك روز در ميان روغن بادام شيرين بدهند و شيره خنك را براى دفع سموم و تسكين ورم‌ها ادامه دهند . در تاريخ 18 / 1 / 27 كودك را به مطب آوردند . به كلى خوب شده بود . همچون كودكان عادى بازى مىكرد . كلمل دوسنطونين و روغن كرچك براى دفع كرم معده دادم . بدين‌ترتيب اين كودك بهبودى كامل خود را بازيافت . * * * در تاريخ 13 / 2 / 1328 آقاى آرشاك و . چهل ساله كه به پيشهء رانندگى اشتغال داشت به مطب مراجعه نمود . طبق تحقيق ، مادرش به دل‌دردى مبتلا بود كه غالبا با استفراغ همراه بود . از بيمارى پدر چيزى بخاطر نداشت . از بيمارى دوران كودكى خود آگاه نبود . چند بار به بيمارى نوبه مبتلا شده و به زخمى مسرى نيز دچار گشته بود كه در اثر مداواى پياپى بهبود يافته است . مدت دو سال است كه در زير معده‌اش دردى احساس مىكند . اين درد پس از صرف غذا تسكين مىيابد ولى پس از تخليه معده مجددا درد شدت مىگيرد . مزاج هر دو روز يك بار به صورت خشك و گلوله‌هاى ريز عمل مىكند . بيمار خود اظهار مىدارد كه در مدت بروز اين درد به پزشكان تراز اول تهران مراجعه نموده و همه‌گونه آزمايش‌هاى لازم را به عمل آورده و عكس‌هاى متعددى گرفته است . همه‌روزه آمپول‌ها و داروهاى خوراكى تجويز شده توسط پزشكان را به كار برده است . او تأكيد مىكند كه بيش از چند كيلو نسخه‌هاى متعدد پزشكان گوناگون در نزد من باقيمانده و هيچيك از آنها سودمند واقع نگشته است . طبق اظهار ، برخى از پزشكان كه درمانده از درمان او شده‌اند پيشنهاد عمل جراحى داده‌اند . پس از مشاهده بيمار ، نشانه‌هاى خستگى مفرط و نااميدى را در چهره‌اش نمايان ديدم . شك نبود كه كثرت داروها و مداومت درمان و تعداد آزمايش‌ها و معاينات روح او را فرسوده نموده و عملا خود موجب بروز بيمارى و درد در او شده بود . در ملامسه شكم دردى در ناحيه ابتداى روده بزرگ حس مىنمود . اين ناحيه در زير
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 243 | عبد الله احمديه