تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣

دردهاى صعب العلاج

در قديم بهنگام بروز سردردهاى سخت همچون ميگرن پارچه يا چارقد بزرگ ضخيمى را بسر بيمار مىگذاشتند به گونه‌اى كه وسط آن درست بر روى سر باشد . سپس دستمال يا ريسمانى را حلقه كرده بدور سر محكم مىبستند . آنگاه از طرف جلو گوشه پارچه را مىكشيدند و با دست دو سه بار به سختى به پارچه مىزدند به قسمى كه مغز سر تكان بخورد . دو سه بار ديگر نيز همين عمل را تكرار مىكردند . در نتيجه اين شوك‌ها درد بر طرف مىگرديد . با داروهائى همچون اشق ( وشا ) مرهمى ترتيب داده به زير گلو و اطراف آن مىماليدند به‌طورىكه ترشح از آن ناحيه شود . بدين‌ترتيب عوارض حلق و سنگينى سروصدا تخفيف مىيافت . زيرا سموم از اين راه دفع مىشدند . اين مرهم در علاج ديفتيرى هم مفيد بوده است . در پاره‌اى از بيماريهاى چشم بواسطه مانعى كه در جريان لنف واقع شده و نابينائى روى مىدهد گذشتگان زالو به ناحيه شقيقه‌ها مىنهادند و يا مشمع مىگذاشتند تا تاولى پديدار گرديده و ماده يا سم بدانجا كشيده شود در اين حال چشم بينائى خود را بدست مىآورد . ( چشم‌هاى آقاى شهابى از اعضاى وزارت فرهنگ به همين روش بهبودى يافت ) در بعضى از سردردهاى مزمن صعب العلاج كه در تبار سوء مزاجىها پديدار گرديده و در برابر هر داروئى مقاومت مىورزد دستمالى را به گردن بيمار مىبستند به نحوى كه به سختى نفس كشيده و رنگ صورتش خفه و تار گردد و رگ‌هاى سر و صورت برجسته و آشكار شوند . آنگاه رگ پيشانى را نيشتر مىزدند . به ميزان دو تا سه مثقال خون سياه مىآمد . همين‌كه خون قرمز و پاك مىشد دستمال را باز نموده و سر رگ را مىبستند . سردرد مرتفع مىگرديد . در وجع بسيار سخت عصب پا ، مانند سياتيك كه سطحى باشد . چنانچه پونه را بكوبند و به مسير عصب ببندند پس از يك تا دو ساعت فاصله تاولى در زير آن پديدار مىشود . در اين موقع بايد پونه را بردارند تا زخم نگردد . آنگاه با رعايت اصول ضد عفونى آب آن را خارج سازند . درد بفوريت آرام شده و بيمار به كلى بهبود مىيابد . پيش از جنگ اخير ( قبل از وقايع شهريور 1320 ) آقاى يد إله خان اسلحه‌دارباشى رضا شاه كه مورد توجه بسيار بود مبتلا به سياتيك شده و مدت هفت ماه زمين‌گير گرديد . قادر به حركت نبود . همه‌گونه معالجه‌اى نمود بدون نتيجه ماند . سرانجام از زنجان استاد حسن نام سلمانى را آوردند . نامبرده زانوى بيمار را بست . در ساق و نزديك قوزك پارگى را كه اندكى برجسته و نمايان شده بود نيشترى زد . باندازهء دو سه مثقال خون غليظ سياهرنگ جارى