بسفايج و تخم شبت پيدا شده بود در نتيجه استفاده از خنكى بر طرف گرديد . ديگر حالت نوبه كه با دهان دره و سردرد و حال سرما عارض مىشد بر طرف گرديده و ديگر بازنيامد .
داروها به غير از بسفايج تكرار شدند . در 8 / 5 / 28 بمطب آمد بهبودى بسيار از حال و چهره او نمايان بود . رنگش روشن شده بود . مانند آنكه پرده كدر و تارى كه تمام بدن او را پوشانيده بود ديگر وجود نداشت . بعلاوه از وزن او هم كاسته گرديده بود . به نظر چند سال جوانتر مىآمد . مانند اينكه عوض شده باشد چون شناختنش دقتى لازم داشت .
فشار خون او 15 بود و جسما چست و چالاك .
خيال مسافرت به مشهد را داشت . دستوراتى خواست . گفتم همان جوشانده و شير خنك را تكرار كند و صبر زرد را بخورد . از خوردن تخم گشنيز و آب غوره بىميل بود گفتم ديگر نخورد . مىگويد مزاج روزى دوبار عمل مىكند . از جوشانده خيلى راضى است . اگر چند روز آن را نخورد دهان دره و كسالت شبه نوبه بروز مىكند ولى اين جوشانده آن را رفع مىنمايد .
در 8 / 6 / 28 پس از مراجعت از مشهد به مطب آمد . اظهار داشت با آنكه در " قدمگاه " كباب نسبتا زيادى خوردم و در مشهد هم گوشت مىخوردم و از طرفى آب جوش بپايم ريخته و سخت آن را سوزانيده و زخم نموده و از آن در رنج و عذاب هستم با اينهمه حمله سينه بسيار مختصر بروز كرده كه قابل توجه نبوده است .
عجب آنكه در مشهد يك بار قاعده باز شده كمى خون آمده و سپس قطع گرديده است .
در معاينه چيز غير عادى مشاهده نشد . فقط رنگ پوست او با خوردن خوراكهاى نامناسب نسبت به زمان رفتن به مشهد خفه بود . براى رفع آن فلوس دادم .
* * *
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١٤٠