در 2 / 9 / 27 5 / 3
در 6 / 9 / 27 9 / 2
در 10 / 9 / 27 40 / 1
در 15 / 9 / 27 10 / 1
در 18 / 9 / 27 60 %
در 23 / 9 / 27 20 %
در 14 / 10 / 27 10 %
* * * تقريبا دو سال قبل از آغاز جنگ جهانى دوم ، يك مهندس اهل چكسلواكى مرا بعيادت پدر خود كه جنب سفارت شوروى و انگليس منزل داشت برد . مردى 84 ساله را در بستر ديدم كه قادر به حركت و جنبش نبود . تمام بدن او پر از تاولهاى بزرگ به اندازه كف دست و مملو از مايع بود . در اثر استفاده از داروهاى ماليدنى رنگ بدن او بدرستى تميز داده نمىشد .
همهروزه بيمار را روغنمالى مىكردند و تمام بدنش را با باند مىبستند . اين مرد بيش از يك سال بود كه بااينحال زير نظر و دستور پرفسور بلانفلد ، دكتر بالايان ، دكتر توركيا و دكتر پيرو وانسكى و ديگران قرار گرفته و در موردش مشاورهها ، دستورات و آزمايشها انجام گرديده بود . هيچيك مفيد واقع نمىشد و بيمارى همچنان در حال پيشرفت بود .
پس از معاينه علت را از تنبلى روده ، عدم تكاپوى كبد ، پسخوردگى سموم و انواع اوره در بدن فهميدم . داروهايى را كه استعمال مىشد قادر به خنثى نمودن اسيديته ( ترشى ) و دفع سموم و نرم نمودن كافى رودهها نيافتم ( در اگزما اسيد لاكتيك در خون زياد مىشود .
ويتامينها دفع ترشى آن را مىنمايند ) . لذا نسخهاى از چندين قسم از تخمهها نوشتم كه همهروزه مقدار معين را شيره كشيده بخورد بيمار دهند . و چون عمل تخليه كافى نبود و همين امر خود بيشتر باعث بروز و دوام بيمارى بود براى تليين مزاج سپردم به مدت سه روز پيوسته هر صبح ناشتا سه تا چهار مثقال خاكشير را در يك استكان قندداغ ريخته به بيمار بنوشانند . همچنين سه روز به همين روش قدومه و سه روز نيز تخم بالنگو دهند . طبق دستور رفتار كردند .
بعد از يك هفته دوباره مرا به عيادت بيمار بردند . حالش خيلى خوب و طبعش نرم شده بود . مدفوع بيشتر دفع مىگرديد . ديگر تاول تازهاى نروئيده بود و تاولهاى پيش نيز همه رو به زوال رفته بودند . بعضى از آنها خشك و خوب گشتند ، ادرار زياد شد و لاى آن بسيار زياد گرديد . ( مخصوصا پسرش يعنى همان مهندس ، همهروزه ادرار او را شخصا مورد توجه قرار مىداد . مىگفت از خوردن اين شيرهخنكها روز به روز رسوب ادرار بيشتر مىگردد .
به همين نسبت نيز حال بيمار بهتر و به عكس سابق اشتها هم زيادتر گرديده است . ) با همين
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: عبد الله احمديه
ص١١٦