تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
سياه تخم كتائى سفيد پنجال كبوتر صحرائى هر يك دو ماشه افيون ماشه مويزج زفت رومى پوست بيخ كنير سفيد هر واحد سه ماشه خراطين عروسك هر يك چار ماشه پياز نرگس تازه هفت ماشه به زهرهء گاو و شراب تند يك‌يك كهرل كرده حب بندند و يك ماشه عطر نارمشك آميخته طلا نمايند

ايضا مبيهى و ممسك

صفت آن

پوست بيخ كنير سفيد پوست بيخ قنب پوست بيخ آگ مساوى گرفته در عرق درخت دهتوره كه از بيخ و برگ و بار گرفته باشند مقدار كناردشتى حبوب بسته نگاهدارند وقت حاجت در شراب تند سائيده طلا كنند و چون خشك شود بعد يك پاس جماع كنند در جلدى و تندى نظير ندارد

ضماد كه مجلوق و ضعيف الاعصاب را بغايت مفيدست

صفت آن

بگيرند مرغ جوان سياه‌رنگ كه جفت نشده باشد و بسمل كنند و خون وى بستانند و با بول خر جوان كه همچند آن باشد آميزند و راست غلطيده بر قضيب مالند و ببادكش باد كنند تا خشك شود و همچنان سه ليپ متواتر بيك مجلس كنند مرتبهء اول سوزش و آماس مىكند وهم نكنند و مرتبهء دوم سوزش كم خواهد شد و سوم مرتبه هيچ سوزش نخواهد شد و شهوت غلبه خواهد نمود و آن روز را جماع نكنند پس از آن مشغول شوند همين سه ليپ كافىست

ضماد مقوى باه و مجرب

صفت آن

عاقرقرحا سه ماشه جوزبوا بسباسه قرنفل حلتيت خالص سيماب زرنيخ هر يك توله در شراب تند به قدر نيم آثار كهرل كرده حب بسته دارند و به شراب سائيده هر روز يك بار طلا سازند در سه روز نفع بين مىشود

ايضا مقوى باه

صفت آن

سيماب يك دام عسل دو دام هر دو را در آوند آهنى با دستهء آهن حل كنند كه يك ذات شود پس بر پارچه چسپانيده بر ذكر بندند و برگ تنبول نيمگرم بر آن بندند و از رشتهء خام پيچند به همين دستور هر روز تا هفت روز

ضماد كه اگر بعد مجامعت طلا نمايند و بر ذكر خوب مالند به حدى كه خشك شود سستى دور مىكند

صفت آن

مازو به آب ادرك سائيده بعد جماع طلا كنند به حدى كه خشك شود

ضماد ممسك مجرب

صفت آن

برادهء كچله پوست بيخ كنير سفيد مساوى به آب برگ دهتوره سائيده مقدار نخود حبوب بندند و بعد خشك شدن به جماع مشغول شوند

ضماد كه در ورم حار انثيين و قضيب بعد فصد و تبريد به عمل مىآيد

صفت آن

آرد جو عنب الثعلب گل ارمنى رسوت صندل سفيد در آب كشنيز سبز سائيده ضماد كنند و پارچه بگلاب و سركه و لعاب اسپغول تر كرده بنهند و بعد از ابتدا آرد نخود آرد جو آرد باقلا بياميزند و بعد از آن بابونه اكليل الملك صبر زيره و مانند آن و روغن گل و زردهء تخم مرغ آميخته ضماد نمايند

ايضا كه در ورم حار خصيه بعد فصد صافن به كار آيد

صفت آن

كاكنج آرد عدس زردهء تخم مرغ روغن گل ضماد كنند و اگر وجع شديد و ضربان باشد قدرى پوست خشخاش و برگ كاهو اضافه كنند

ايضا كه براى ورم و درد خصيه معمول است

صفت آن

گل خبازى گل خطمى اكليل الملك بابونه هر واحد چهار ماشه آرد باقلا يك توله تخم كشف