اشق چوب جهاؤ در آب برگ جهاؤ و بيد و آب عنب الثعلب سبز سائيده ضماد كنند
ايضا مجرب كه در سه بار فائده مىكند
صفت آن
اشق يك نيم توله كتيرا صمغ عربى هر يك دو نيم ماشه زراوند مدحرج يا طويل پنج ماشه همه را در شش توله سركه سائيده بر پارچه ماليده نيمگرم نموده بر ورم طحال چسپانند پس هر قدر كه ورم تحليل خواهد يافت پارچه از انجا جدا خواهد شد همان قدر پارچه تراشيده باشند هر روز بمقراض تا آنكه در هفته تمام شود و بر آن پارچه آب نرسانند و بعد تمام شدن پهايه نظر كنند اگر قدرى ورم باقى ماند باز تكرار ضماد كنند در سه مرتبه زوال مرض خواهد شد اين قدر دوا براى هر سه بار كافى خواهد شد اگر دوا خشك شود باز در آن سركه انداخته نرم و گرم كرده باستعمال آرند
ضماد كه براى صلابت طحال سهل و مجربست
صفت آن
پارهء كاغذ به قدر ورم سپرز گرفته بر آن شهد بمالند و قدرى خردل باريك سائيده بر آن بپاشند و بر سپرز بچسپانند و دو روز همچنان دارند بعد از آن به آبى كه اندر آن بابونه جوشانيده باشند بشويند و مكرر چنين كنند
ايضا مجرب براى ورم طحال
صفت آن
زيرهء سياه و سفيد پوست بيخ كبر هر يك شش ماشه شحم حنظل ترمس هر يك سه ماشه بابونه نه ماشه صبر دو ماشه سركه يك دام زهرهء گاو يك عدد ادويه سائيده در زهره و سركه حل كرده نيمگرم ضماد كنند و بالاى آن برگ بيد انجير يا پنبهء كهنه نهاده بندند
ضماد رماد كه صلابت سپرز را نرم كند
صفت آن
خاكستر چوب انگور خاكستر پشكل بز مساوى به سركه طلا كنند
ايضا كه براى صلابت طحال معمول و مجربست
صفت آن
مقل ازرق اشق جاوشير هر واحد يك توله با سركهء تند در كهرل حل كنند كه مثل مرهم شود پس ضماد رقيق كنند
ايضا
[ صفت آن ]
پوست بيخ كبر روناس برگ سداب ايرسا هر واحد يك توله بورهء ارمنى سه ماشه كوفته بيخته به سركه قرصها بسته نگهدارند وقت حاجت به آب برگ طرفا يا بعصاره از عصارها و سركه بسايند و ضماد نمايند
ضماد براى نفخهء طحال و صلابت آن
صفت آن
سداب ده درم بورهء ارمنى پودينه هر يك سه درم اشق هفت درم كوفته بيخته بسركهء كهنه ضماد كنند
ضماد قاطع اسهال و مسكن حرارت
صفت آن
صندل سفيد گل سرخ با گلاب و آب برگ انگور بر شكم ضماد نمايند
ضماد نافع قولنج
صفت آن
مغز تخم بيد انجير صبر سقوطرى بشير گاو سحق نموده نيمگرم ضماد نمايند و در نسخهء ديگر مغز تخم مهوه داخلست و عوض شير سركه
ايضا كه قولنج ريحى و بلغمى را مجربست
صفت آن
خردل زنجبيل در بول گوساله سائيده ضماد كنند
ايضا نافع قولنج بلغمى
صفت آن
پوست بيخ عشر بابونه پشك موش سائيده نيمگرم ضماد كنند
ايضا اگر بر شكم نهند اسهال آرد
صفت آن
پوست بيخ ارند تر دو دام پوست هليلهء كابلى زنجبيل وج تركى صبر سقوطرى هريك يك دام همه را سائيده نيمگرم ضماد كنند منقول از بياض والد مرحوم
ضماد نافع بىجا شدن ناف
صفت آن
شب يمانى سه درم مازو سه عدد گلنار پوست انار كزمازج جوز السرو هر واحد يك درم