تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مصطگى پودينه نانخواه شيطرج طباشير از هر يك چهار ماشه جواكهار دارچينى قرنفل پوست ترنج سنبل الطيب زيرهء سفيد تپرج دارفلفل بچ از هر يك سه ماشه اناردانه هفت ماشه نمك لاهورى نمك سياه يك يك توله تربد سفيد شش ماشه كچرى بريان كرده شش ماشه در آب‌ليمون و كهار نخود ادويه تر نمايند و خشك ساخته سفوف سازند

سفوف بينائى كه اشتها قوى آرد و از راه تقويت معده و تجفيف رطوبات به نزله نيز نفع دارد

صفت آن

عود غرقى قرنفل هر يك دو ماشه پودينه باديان هر يك يك دام شاه‌جهانى كوفته بيخته سفوف سازند قدر خوراك دو ماشه

سفوف هندى كه جهت اشتها و هضم طعام و درد و رياح معده معمولست

صفت آن

مرچ سياه هليله اجواين نمك سنگ جواكهار نمك سياه زيرهء سفيد باديان كشنيز خشك آمله ساذج هندى برابر گرفته كوفته بيخته به قدر دو سه ماشه بخورند

سفوف كه فساد اشتهاى حوامل و رياح رحم دفع سازد

صفت آن

زيرهء كرمانى زيرهء نبطى تخم كرفس انيسون هركدام پنج درم سعد نعناع خشك پودينه هركدام سه درم زرنباد دو درم قرنفل يك درم كنجد سياه هفت درم كوفته بيخته دو درم به آب سرد بدهند

ايضا

[ صفت آن ]

قاقله خيربوا كبابه مساوى كوفته بيخته شكر سفيد برابر همه آميخته هر روز دو درم به آب گرم بخورند

سفوف به زور دافع نفخ و محلل رياح و مقوى معده مجرب صاحب تحفه

صفت آن

كرويا انيسون زيرهء كرمانى قاقلهء كبار قرفه نانخواه تخم كرفس از هر يك دو درم قاقلهء صغار قرنفل هر يك نيم درم زنجبيل دارفلفل از هر يك دو دانگ قند بست مثقال كوفته بيخته شربتى دو درم

نوع ديگر كه در نيباب مجرب صاحب كامل و خلاصه است

صفت آن

نانخواه تخم كرفس انيسون باديان هركدام پنج درم تخم سداب قردمانا فلفل زنجبيل دارچينى كندر ذكر وج تركى هركدام دو درم سعد شونيز پودينه كوهى نمام هركدام چهار درم جندبيدستر نيم درم همه را باريك كوفته يك درم از آن با شراب كهنه بدهند

سفوف نعناع مقوى معده و دافع رياح و نفخ شكم

صفت آن

نعناع خشك ده درم سماق پنج درم فلفل دو درم نمك نيم درم كوفته بيخته از يك درم تا دو مثقال پيش از غذا و بعد او توان خورد

[ سفوف هندى كه نفخ معده و كبد و طحال را نافع ]

سفوف هندى كه نفخ معده و كبد و طحال و قراقر و درد معده و جگر و سپرز و امعا كه از ريح بود نافع و مقوى معده و رافع فساد هضم و درد گرده و قولنج ريحى و ريح البواسير و هاضم و مشهىست

صفت آن

زيرهء سياه و سفيد مدبر به سركه هريك پنج درم نانخواه باديان هر يك شش درم آمله هليلهء سياه سعد كوفى قرنفل كلاد داردانهء الايچى كلان كندر پوست هليله هر يك دو درم سهاگهء بريان اجمود پودينه دارفلفل تخم گندنا شونيز گندهك هر يك سه درم كپور كچرى پنج درم سنبل الطيب يك درم اشخار دو درم نوشادر مصعد سه توله تربد سفيد چهار توله زنجبيل بىريشه اناردانهء ترش هر يك نه درم كوفته بيخته مقل ازرق حلتيت هر يك سه درم در آب گندنا حل ساخته بياميزند و پوست بيخ درخت عشر كه كهنه باشد و موصلى سهجنه هر يك هفت توله هر دو را بر سنگ مانند مصالح سائيده نمك طعام نمك لاهورى هر يك پنج درم گندناى سبز نه توله آميخته ادويهء مسحوقه اندك‌اندك از دست مانند خمير سرشته در آفتاب دارند تا خشك شود خوراك
قرابادين اعظم ( فارسى ) — صفحة 183 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )