سنكهيا زرد يا سفيد يك توله و دو ماشه روغن كنجد دوازده توله روغن را در كراهى انداخته گرم كنند و ادويه را جداجدا باريك بسايند اول چهارده ماشه پهتكرى اندكاندك در روغن اندازند و از چوب نيم بگردانند بعده يك چتكى از پهتكرى باقى و يك چتكى سنكهيا انداخته باشند تا جمله صرف شود و بدستور درين اثنا چوب نيم مىگردانيده پس از آتش فرود آرند و دو گهرى ديگر حل كنند بعده در شيشه نگهدارند و وقت حاجت از پر مرغ طلا نمايند و دستورش اينست كه روز اول سوزش و جوشش مىكند در اكثر و الا در دوم و سوم خواه جوشش كند يا نكند هر روز بمالند بلكه در تقدير جوشش نكردن سه روز مهلت داده باز استعمال نمايند غرض تا جوشش نكند ظهور نفع در اكثر نبود و بعد جوشش باز حاجت بماليدن اين روغن نمىشود و ورم كهنه دفع مىگردد و هرگاه روغن شيشه صرف شود و دوا در آن بماند روغن كنجد ديگر اندازند كه همان نفع دارد و اين روغن در غايت خوبيست و اكثر ديده شد كه از سالها بينى مردم بورم صلب منكر اللون متورم بود و به هيچ دوا سود نمىيافت ازين روغن به شد
روغن سوراخ كام را كه از آتشك شده باشد نافعست
صفت آن
نكهه كه دوائى معروفست هفت دانه اريته پاؤ سير نكهه را جوكوب سازند و اريته همچنان ثابت دارند و هر دو را در اندكى آب شب تر نمايند تا نرم شوند و صباح در شيشهء معمول الحكمت اندازند چنانچه دو حصه شيشه خالى باشد و بطريق تپال خبتر بچكانند و قدرى بر سوراخ كام از دست بمالند روزى دو بار در يك هفته صحت كلى رو دهد
روغن جل نيب كه خارش خشك و سعفه را نافعست
صفت آن
جل نيب تازه كوفته آب او بيفشرند و هم وزن آن آب روغن كنجد سفيد آميخته بپزند تا آب بسوزد
[ روغن زرنيخ جهت خارش ]
روغن زرنيخ جهت خارش و سعفه و قوبا و هرگونه بثرات بدن خصوص كه از آن آب جارى باشد بارها به تجربهء اوستاد مرحوم رسيده و بىغائله است
صفت آن
روغن سرشف به قدر نه فلوس خوب جوش دهند و هرتال دو نيم ماشه باريك كرده بيندازند تا كه خوب بسوزد پس لهسن پنج جو بر همان جا كه هرتال سائيده است كوفته اندازند تا كه سياه شود بعد از آن برگ كنير بست و يك عدد انداخته خوب بسوزند پس فرود آورده حل كرده به كار برند
[ روغن كنير ]
روغن كنير براى جرب رطب و آبله كه در اسفل اعضا از زير ناف تا پاشنه بسبب فساد خون مع حكه و خارش شديد باشد و از كثرت خارش و طول مدت جلد سياه و سطبر مثل جلد فيل گرديده باشد و به هيچ تدبير دفع نشود مجربست منقول از بياض والد مغفور
صفت آن
بيارند برگ كنير سفيد سه آثار پخته و خورد خورد كرده در سبوى كلان به آب بجوشانند تا سه پاس بعده روغن كنجد پاؤ آثار در آن سبو انداخته سه چهار جوش دهند پس فرود آورده در ظرفى كه پر از آب سرد باشد آن روغن مع برگ و آب از سبو بريزند چون برگ تهنشين شود و روغن بالاى آب آيد آن روغن را از دست برداشته بر كنارهء كتوره جمع نموده باشند به دستورى كه روغن از ماست مىگيرند همچنين تمام روغن از آب برداشته نگاهدارند و آن آب و برگ كه باقى مانده بدن را از آن بشويند فائده بخشد و در روغن مذكور اين اجزا اضافه كرده بمالند توتياى سبز يك درم سفيدهء قلعى دو درم شب يمانى يك درم مرداسنگ يك مثقال رسكپور دو مثقال