از شديد كند و استخوانها و اعضا درد بردارد و چون كرم شود كرماى بان بافراط باشد و هركاه از احتراق خون حادث شوده باشد علامت ان حمرت و غلظة بول و تشنكى و سرماى اندك در عرق بسيار بود بعد از حميّات اورام حادث شود و آنچه از احتراق صفراء بود علامت ان تلخى دهن و تشنكى بافراط و نبض سريع و متواتر بود بعد از حميّات صفراوى حال شود آنچه از احتراق بلغم باشد علامة ان ليّن نبض و غلظ و دور درازتر بود و لهيب و اضطراب كمتر و بعد از حميّات نعمى حادث كردد و آنچه از احتراق سوداوى طبيعى بود علامت ان سوء خلق و صلابت نبض و كدورت قاروره بود و اكر تب سوداوى بود ماده ان در عروق متعفّن شده باشد علامتش ان است كه بان لرز قشعريره و عرق نباشد بنوبت ربع اشتداد كند و در باقى از زمان فاتر باشد و او را ربع لازم كويند
فى حمى ربع لازم
اطبّاى اين زمان تا چهل روز معالجه نكرده بتدبيرات جزئى خوردن كلقند و سكنجبين يا آنكه خوردن سكنجبين بزورى و همچنين خوردن سكنجبين و آب در وقت عطش و در خوردن نخود آب خاصّه از كوشت كبك و تيهو و آش سكنجبين يا سركه دوشاب چقندر دار و امثال ذالك اكتفا مىكند و امر مىنمايد مريض را به ترك بقولات و حيوانات از قبيل نخود و عدس و ماش و لوبيا و ساير اغذيّه مولد سوداء چون كشك ماست و پنير بارنجان و ماهى شور و بعد از چهل روز بايد ملاحظه نمود از چه غلظة تنقيه و