خوردن چوب چينى نمايند و در بين تنقيه اكر كاهى مقبى و صرف شود خالى از نفع نيست و به قدر حاجت هم فصد ضرور است ابو منصور دوائى ذكر نموده است جهة بهق و برص اسود كه بغايت سودمند است هليله سياه آمله شويز هريك دو جزء روزى سه درهم صبح و سه درهم شام بخورند و حمام بسيار روند و غذاهاى مرطّب خورند و شيطرج قوّه هريك دو جزء مردارسنك زاج هريك جزء در سركه كه آهن در آتش سرخ نموده در آن مكررا سرد نموده باشند سرشته ضماد نمايند و نيز از مجرّباتست طلا نمودن آب قثاء الحمار كه به فارسى خيار دشتى مىكويند ايضا خاكستر سوزانده افعى فضله كرك و به كف برنج كه در حين طنج بهم مىرسد طلا نموده ايضا تخم ترب قسط كندس جرچر بالسّويه كوبيده با سركه كهنه خمير نموده ضماد نمايند
كلف نمش
كلف نشانى بود كه بر روى بود كه مايل باشد به سياهى و بسبب سودا و حرقت اخلاط حادث كردد و نمش قطعه سياه مستدير و كاه بود كه چون اكلف پهن كردد و خيلان حبالها باشد و ترش و نقطهاى سياه خورد بود بعضى كفتهاند رنك نقطه اكر مايل بحمرة باشد نمش كويند و اكر مايل بسودا باشد برش كويند و اكر متّصل شود بعضى از اينها به بعضى و يكپارچه شود كلف كويند علاج در جميع اقسام استفراغ خلط سوداوى و محترق را بمطبوخ افتيمون و ماء الجبين و فصد نموده بعد ذلك فلفل تخم خربزه و بوره خردل تخم ترب ضماد نموده و لعاب بهدانه يا زعفران طلا نمايند ايضا تخم كدو را به آب تخم شنبليله كه جوشانيده باشند طلا نمايند ايضا پنبهدانه را به آب صابون طلا نمايند يا آنكه تهنشين