بدقت تمام كه كيسه پاره نشود و سلعه را با كيسه درست بيرون آورند و هيچ باقى نكذارند و الّا عود خواهد نمود و هركاه باقى ماند دواهاى حاد حار بايد كذارد كه متعفن نموده رفع ان كند با روغن كاو بر او نهند تا بپوسد و همراهى كه مصطلح جراحاتست مرهم كذارند امّا سلعه كه در تقديم كردن آنچه تجربه نمودهاند اطبّاى سلف در دفع ان اين دواست فلفل سياه فلفل سفيد و از فلفل فلقمويه دارچينى هل خولنجان تخم قثاء الحمار نعناع هريك جزء كوبيده نصف مجموع شكر اضافه نموده با شيره كشمش كه كوبيده باشد نموده به قدر فندقى و محمد ذكريّا كفته است كه هركاه سلعه بزرك باشد بشكافند و بيرون بياورند هر قدر كه توانى انكاه روغن بزنبق يا دوائى حارى كه متعفن بشود و در چند روز بيرون نيايد
سرطان
ورمى است سوداوى صلب و بر حوالى ان ركهاى ممتلى تيره سبزرنك پديد آيد مانند پاى خرچنك و مادهء ان سوداوى محترق و از صفراء يا از سوداء مختلط با صفراست و ابتدا به قدر باقلا يا بادامى باشد و در اندامهاى رخو نرم عصائى چون حلق و حنجره و پستان و خصيتين و رحم و قضيب بهم رسد و بسا باشد كه متفرح شود و از او چرك متعفن آيد و اكر رنك زخم سياه و سبز و تيره باشد لا علاج له علاج تنقيه كامل نموده كه در منضجات مغز هستهء آلوبالو تخم كاسنى داشته باشد و فصد كنند به قدر حاجت و ماء الشعير دهند و صندل و كلاب بر موضع كبد طلا نمايند و بعوض مسهل مطبوخ افتيمون اولى خواهد بود و پس از اتمام تنقيه ماء الجبين با شربت افتيمون و