در نقشهء خيال ، مستتر نيست . همهء افعال قبيحه و اعمال شنيعهء محبوب را مطلوب ، و كلّ اطوار مطلوب را مرغوب مىشمرد ، و چنانچه فرمودهاند :
كلّ ما فعل المحبوب محبوب .
علامتش اختيار انزوا و تبرّى از ماسوا و كثرت تنفّس به سوى صعود ، و زيادتى جلوس و قعود است .
علاجش اشتغال به اعمال دنيوى ، و جماع به غير محبوب ، و شرب مدام از مدام انگور است « 38 » ، كما قال ابو نؤاس :
لا تبك ليلى و لا تطرب الى هند * و اشرب على الورد من حمراء كالورد « 39 »
و ضرور است در اين حال ، معشوق را عنايت به رقيب و عدم رعايت به حبيب و التفات به سوى اغيار .
مأيوس ز معشوقه نگردد عاشق * جز آنكه نظر به جانب غير كنند
هامش
( 38 ) . رجوع شود به پانوشت شمارهء 6 .
( 39 ) . اين بيت از مشهورترين سرودههاى شاعر نامدار حسن بنهانى ( وفات حدود 200 ه . ق ) معروف به ابو نؤاس است . اين شاعر پارسىتبار تازىگوى ، خود بدين بيت فخر مىكرد تا جايى كه در پاسخ طعن ابو العتاهيهء شاعر و ادّعاى وى در سرودن روزانه صد يا دو صد بيت شعر ، به او گفت كه در همهء زندگانيش نه توانسته است يك بيت مانند آن بسرايد و نه پس از آن ياراى سرودن چنان بيتى را خواهد داشت .
مضمون سخن ابو نؤاس درين بيت به بيان مصحّح چنين است كه : نه از فراق ليلى اشكريزان باش و نه بر بوى وصال هند دستافشانى و پايكوبى كن ، دل از مهر و قهر ماهرويان بگسل و به شادى رخ گل ، از بادهء گلرنگ بنوش .
اعراب گذارى بيت از ديوان ابو نؤاس ، مقدّمه و تصحيح و شرح على العسلى ، مؤسّسه الاعلمى ، بيروت ، چاپ اوّل ، 1997 ميلادى برگرفته شد .