دارند ( ايلها و طايفههاى عشاير كرد ايران ، ص 74 ) .
1986 بادلو :
از ايل بزرگ جمشگزك به فرمان شاه عباس در سال 1011 از جلگهء ورامين به مناطق شمال خراسان انتقال يافتهاند ايل بادلو از ايل بزرگ كيكانلو است ( ايلها و طايفههاى عشاير كرد ايران ، ص 86 ) .
1987 بادلهكوه ( طايفه ) :
از طوايف ساكن در خراسان و سمنان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده ، 1377 ، ص 24 ) .
1988 بادواگانيان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن ايران ( آندرانيك هويان ) .
1989 بادهكى :
از تيرههاى ايل نفر در فارس مىباشد ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، 1585 ) .
1990 بادهكيللى :
از اويماقهاى ايل نفر از ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 68 ) .
1991 بادهلونى :
از تيرههاى طايفهء بويراحمد ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1482 ) .
1992 بادهلى :
از طوايف كرد كه قريب هزار خانوارى از آنها در الشگرد و يوزغاداند . هفتصد خانوارى هم در زازا همه اهل تشيّعاند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 78 ) .
1993 بادينان - بهادينان - حكام عماديه :
از طوايف كرد كه اعلى جد ايشان بهاء الدين نام داشته . ابن خلدون در تاريخ بربر عشيره « بادين » را ذكر كرده و مسكن ايشان را « جزائر » نوشته .
1994 بادينى :
از ايلات بلوچ در آن سوى مرزهاى كنونى در افغانستان و پاكستان ( دانشنامه جهان اسلام ، ج 4 ، ص 99 ) .
1995 باذل :
از طوايف ساكن در مشكون جزء نيريز فارس
1996 باران :
از طوايف كرد كه در « سيورك » ساكنند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 78 ) .
1997 باران اولادى :
از تيرههاى پيرمرادلواند از ايل افشار كرمان ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 67 ) .
1998 بارانزائى - طايفهء باركزائى بلوچستان :
ميرباران خان با خانوادهاش از سيستان به بلوچستان كوچ كرد و در آنجا طايفه باركزائى بلوچستان را تأسيس نمود ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ، ص 94 ) .
1999 بارانزائى :
تيرهاى از طايفهء باركزائى از عشاير سيستان و بلوچستان ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ، ص 119 ) .
2000 بارانزائى :
ساكن در قريهاى به همين نام به فاصلهء 44 كيلومتر در جنوب غرب قريهء جلدك در علاقهء ترنگ و جلدك مربوط به حكومت كلانقلات ولايت قندهار كه ميان 66 درجه و 17 دقيقه و 46 ثانيه طول البلد شرقى و 31 درجه و 48 دقيقه و 20 ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
2001 بارانزائى :
از تيرههاى طايفهء دهمرده كه از پاكستان ( سند ) به ايران كوچ كردهاند ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ، ص 484 ) .
2002 بارانزائى :
از تيرههاى باركزائى كه در سراسر بلوچستان در نواحى ايرافشان و دزك از توابع شهرستان سراوان ، سرباز و راسك از توابع شهرستان ايرانشهر به سر مىبرند ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
2003 بارانزاده :
از خاندانهاى ساكن در فين بندرعباس ( فين بندرعباس ، ص 275 ) .
2004 بارانزهى ( طايفه ) :
از طوايف ساكن در سراوان و چابهار ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده ، 1377 ، ص 25 ) .
2005 بارانلو - بارانلى :
نام طايفه قراقويونلو و بارانى ( آثار باستانى آذربايجان ) .
2006 بارانلو :
از طوايف قراقوينلوها ( دانشنامهء جهان اسلام ، جلد 4 ، ص 716 ) .
2007 بارانى ( طايفه ) :
از طوايف ساكن در خراسان و بيرجند و زابل و خاش ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده ، 1377 ، ص 25 ) .
2008 بارانى :
طايفهء بارانى در نوار مرزى ايران و افغانستان در بخش ميانكنگى سيستان به سر مىبرند . عدهاى از ايشان چادرنشين و بقيه كشاورز هستند و در روستاهاى خانم بارانى - جهانآباد - نهرگزمه - اماميه و . . . يا بطور پراكنده ، پيرامون سيستان زندگى مىكنند . چهارصد خانوار اين طايفه از سال 1330 شمسى به مازندران مهاجرت كرده و به كشاورزى مشغولند و حدود سيصد و پنجاه خانوار چادرنشين و 576 خانوار ملكدار و كشاورزند و ساكن سيستان هستند . ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
2009 بارانى :
از طوايف قراقويونلو ( خلد برين ، ص 675 ) .
2010 بارانى :
از خاندانهاى ساكن در فين بندرعباس ( فين بندرعباس ، ص 275 ) .
2011 بارانى كردلو ( تيره ) :
از تيرههاى قشقايى در فارس مىباشد ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1582 ) .
2012 باربرتينا :
از خاندانهاى ساكن در فين بندرعباس ( فين