سفارتنامهء خوارزم ، ص 18 ) .
1936 بابيان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن در ايران ( اندرانيك هويان ) .
1937 بابيوردلو :
از سى و دو قبيله مهم زمان شاه عباس ( نقش تركان آناطولى در تشكيل و توسعه دولت صفوى ، ص 195 ) .
1938 باپاريها :
سوداگران غيربلوچاند كه در ميان بلوچها زندگى مىكنند . ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 4 ، ص 102 ) .
1939 باپير :
از طوايف شهى كوركور دوركى هفتلنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 73 ) .
1940 باپير :
از تيرههاى رزاسوند ( هيهاوند ) از ايل بختيارى ( نگرشى بر ايل بختيارى ، ص 178 ) .
1941 باپير آقائى :
430 خانوار منطقهء سردشت مرز عراق ( ايرانشهر ، ص 124 ) .
1942 باپير آقايى :
از ايلات كرد آذربايجان غربى ( مجلهء مهاباد سال اول شمارهء 11 ، ص 59 ) .
1943 بات :
از خاندانهاى ساكن در قراطوغان ، رستمبات قراطوغانى ( تاريخ خاندان مرعشى ، ص 373 ) .
1944 باتب :
از خاندانهاى ساكن در نوا ، باتب محلّه ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 427 ) .
1945 باتلفه :
از خاندانهاى ساكن در رزخونى چلاو آمل ( از آستارا تا استارباد ، ج 4 ، ص 123 ) .
1946 باتورك :
طايفهاى از قبيلهء داىزنگى هزارهجات در ولايت باميان ولسوالى پنجاب افغانستان ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
1947 باتورك :
طايفهاى از قبيلهء دارزنگى هزارهجات در ولايت باميان ولسوالى ورث افغانستان .
1948 باتولى :
از طوايف ايل بويراحمد كه جزو آرويى طبقهبندى مىشوند ( ايلات و عشاير كهگيلويه ) . از بويراحمد گرمسير هستند . چند خانوار آنها ساكن آرو مىباشند ( شناسنامهء ايلات و عشاير كهگيلويه و بويراحمد ، ص 55 ) .
1949 باتولى :
از تيرههاى طايفهء بويراحمد گرمسير ساكن در ليشتر ( خوزستان و كهگيلويه و ممسنى ، ص 395 ) .
1950 باتولى :
از تيرههاى طايفهء بويراحمد ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1482 ) .
1951 باتيان :
طايفهاى از قبيلهء داىچوپان هزارهجات ساكن در ولايت ارزگان افغانستان .
1952 باج آلاوند :
از طوايف قبيلهء بالاگريوه ( سفرنامهء چريكف ، ص 45 ) .
1953 باجرى :
از تيرههاى خمسه ( ايران و قضيهء ايران ، ج 2 ، ص 139 ) .
1954 باجلان :
ازجمله طوايف كرد است كه پس از انقراض زنديه به صفحات كرمانشاه رفتند . ( سيرى در تاريخ سياسى كرد ، ص 195 ) .
1955 باجلان :
از طوايف كرد ساكن فورتو و جگرلوى زهاب و مذهب تسنن دارند ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 60 ) .
1956 باجلان :
يكى از قبايل بزرگ كرد كه در شهرزور و سنندج ساكناند و عدهاى از آنان اكنون در فرتو شمال خانقين سكونت دارند ( فرهنگ بورهكهئى ، ص 216 ) .
1957 باجلان :
از طوايف كرد كه به دو تيره تقسيم مىشوند : جمور و قازانلو . اينها از شعب قبيلهء لك هستند از عشيرهء لر . قريب هزار و سيصد خانوارى هستند در نواحى قورهتو و هورين و شيخان و قصرشيرين و قارانيهء مندلى در محال در گزين و در رودبار قزوين هم هفتاد خانوارى هستند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 78 ) .
1958 باجلان :
از طوايف كرد كه در دوران صفويان و افشاريان به صفحات قزوين منتقل شدهاند : ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 27 ) .
1959 باجلان ( ايل ) :
از ايلات لرستان كه در زمان كريمخان زند به شيراز كوچانده شدند كه پس از سقوط زنديه به لرستان برگشتند ( دانشنامه جهان اسلام ، جلد 5 ، ص 144 ) .
1960 باجلان ( سازمان و تقسيمات ايلى ) :
از پيشينه شكلگيرى سازمان اين گروه ايلى اطلاعاتى در دست نيست . در گذشته ظاهرا باجلان عشيرهاى بزرگ ليكن پيوسته به سازمان ايلى - عشايرى جاف بوده است . هماكنون سازمان ايلى - عشايرى باجلان از هم گسسته و به صورت طايفه و تيرههاى جدا و پراكنده در نواحى مختلف ايران زندگى مىكنند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 11 ، ص 45 ) .
جمعيت ايل و طايفه باجلان : آمار مشخصى در دسترس نيست براى روشن شدن شمار تقريبى جمعيت برخى از آمارها بدين قرار است زكى ( صص 398 - 399 ) جمعيت باجلانها ساكن در خانقين و كركوك را نزديك 1300 خانوار مىداند ( نيز نك : مردوخ 1 / 78 ) رابينو شمار آنها را 600 خانوار و راولينسن ( نك : ايرانيكا
III / 533
) و سلطانى ( همان 883 ) دو هزار خانوار نوشتهاند و مردوخ نيز به 70 خانوار باجلان در رودبار قزوين و ورجاوند به 45 خانوار در