پارس ، ايرج افشار سيستانى ، ص 213 ) .
12318 لوزهسرا :
ده از دهستان گليجان قشلاقى شهرستان شهسوار ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
12319 لوسباريان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن در ايران ( اندرانيك هويان ) .
12320 لوسيگيان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن در ايران ( اندرانيك هويان ) .
12321 لوكاسيان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن تهران ( تحقيق محلى ) .
12322 لول :
از طوايف ماد ( فرهنگ بوره كهيى ، ج 2 ، ص 885 ) .
12323 لولده :
ده از دهستان نشتارود شهرستان شهسوار ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
12324 لولو :
يكى از طوايف كرد است ( فرهنگ بوره كهيى ، ج 2 ، ص 882 ) . موطن ايشان در سمت كوهى است موسوم به « زنگار » واقع در خاك عثمانى خيلى سالم و بىشرارت مىباشند ( عشاير و طوايف كرد ، ص 26 ) .
12325 لولو :
يكى از طوايف كرد آراراتاند . در قرن 37 ق . م ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 60 ) .
12326 لؤلؤ :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 31 ) .
12327 لولوها :
يك قوم كوهستاننشين آسيايى و ساكن در جبال زاگروس در جنوب زيستگاه گوتيان بود در زبان اورارتويى لوسما به معناى « مرد و مردم » بوده است . از منابع مختلف برمىآيد كه لولويىها در هزارهء سوم پيش از ميلاد داراى حكومتى بودهاند كه از كوههاى بخش علياى رود دياله تا درياچه اروميه ادامه داشته است . در روزگار آشوريان سرزمين لولوها زآموا خوانده مىشد و در زبان هوريانى واژه لولو به بيگانه و دشمن اطلاق شده است . لولويىها در نيمه دوم هزاره سوم پيش از ميلاد داراى دولتى بوده است و در نتيجه جامعهاى طبقاتى داشتهاند ( آرياها و ناآرياها در چشمانداز كهن ايران ، ص 23 ) .
12328 لولويى :
قومى كه در زاگرس مركزى زندگى مىكردند . لولوئيها ظاهرا بخش وسيعى از مناطق كوهستانى زاگرس از نواحى علياى رودخانهء دياله تا درياچهء اورميه را در تصرف خود داشتند و مركزشان شهرزور بود ( دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 10 ، ص 523 ) .
12329 لؤلؤيى :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 31 ) .
12330 لوليان :
فغان كين لوليان شوخ شيرينكار شهر آشوب - چنان بردند صبر از دل كه تركان خوان يغما را ( مطلع الشمس ، ص 1003 ) .
12331 لومان :
طايفهاى از قبيلهء داى ميركشه هزارهجات ساكن ولايت غزنى افغانستان ( سيرى در هزارهجات ) .
12332 لوميدانى :
از نژادهاى گرجى ساكن در بوئين و مياندشت كه بعدها نام خانوادگى خود را عوض كرده و دوستمحمدى شدهاند . علت چنين تعويضى به احتمال قوى در اثر نفوذ قاجاريه و افراد غيرگرجى بوده است كه در زمان شاه عباس از گرجستان به ايران و اين منطقه كوچ داده شدهاند ( ايرانيان گرجى ، محمد سپيانى ، 1358 ، ص 246 ) .
12333 لونج :
از خاندانهاى ساكن در مازندران . در سند مبايعه مورخ 1026 قمرى آمده است : گرشاسف بن على لونج ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 220 ) .
12334 لوهانى :
از طوايف ساكن در افغانستان ( سراج التواريخ ، ج 3 ، ص 490 ) .
12335 لوى :
از خاندانهاى كليميان مقيم تهران . ( دكتر حبيب لوى تاريخ يهود ، چاپ بروخيم ) .
12336 لوى :
از خاندانهاى يهودى مقيم ايران ( داود هارونيان ) .
12337 لوى موسىئى :
قريهاى است به فاصلهء 5 / 23 كيلومتر به طرف جنوب ولايت كابل كه در 69 درجه و يك دقيقه و 44 ثانيه طول البلد شرقى و 34 درجه و 20 دقيقه و 31 ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) ظاهرا اين طايفه يهودى هستند .
12338 لهدرازلو :
از تيرههاى طايفهء مير حبيبلو از ايل افشار كرمان ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 66 ) .
12339 لهدرازى :
از طايفهء كىگيوى هستند در حال حاضر محل اصلى سكونت ايشان دشت روم است ( شناسنامهء ايلات و عشاير كهگيلويه و بويراحمد ، ص 85 ) .
12340 لهراسب :
از خاندانهاى ساكن در نيچكوه از دهكدههاى ميخساز كجور .
12341 لهراسبى :
از خاندانهاى زرتشتى مقيم ايران ( تحقيق محلى ) .
12342 لهراسپى :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 31 ) .
12343 لهونى :
از گويشهاى گورانى از زبان كردى ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 16 ) .
12344 لهيب :
از خاندانهاى ساكن در افغانستان ( افغانستان در پنج قرن اخير ، ص 925 ) .
12345 ليارون :
ده از دهستان بندپى شهرستان بابل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .