تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
پارس ، ايرج افشار سيستانى ، ص 213 ) .

12318 لوزه‌سرا :

ده از دهستان گليجان قشلاقى شهرستان شهسوار ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

12319 لوسباريان :

از خاندانهاى ارمنى ساكن در ايران ( اندرانيك هويان ) .

12320 لوسيگيان :

از خاندانهاى ارمنى ساكن در ايران ( اندرانيك هويان ) .

12321 لوكاسيان :

از خاندانهاى ارمنى ساكن تهران ( تحقيق محلى ) .

12322 لول :

از طوايف ماد ( فرهنگ بوره كه‌يى ، ج 2 ، ص 885 ) .

12323 لول‌ده :

ده از دهستان نشتارود شهرستان شهسوار ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

12324 لولو :

يكى از طوايف كرد است ( فرهنگ بوره كه‌يى ، ج 2 ، ص 882 ) . موطن ايشان در سمت كوهى است موسوم به « زنگار » واقع در خاك عثمانى خيلى سالم و بىشرارت مىباشند ( عشاير و طوايف كرد ، ص 26 ) .

12325 لولو :

يكى از طوايف كرد آرارات‌اند . در قرن 37 ق . م ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 60 ) .

12326 لؤلؤ :

از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 31 ) .

12327 لولوها :

يك قوم كوهستان‌نشين آسيايى و ساكن در جبال زاگروس در جنوب زيستگاه گوتيان بود در زبان اورارتويى لوسما به معناى « مرد و مردم » بوده است . از منابع مختلف برمىآيد كه لولويىها در هزارهء سوم پيش از ميلاد داراى حكومتى بوده‌اند كه از كوههاى بخش علياى رود دياله تا درياچه اروميه ادامه داشته است . در روزگار آشوريان سرزمين لولوها زآموا خوانده مىشد و در زبان هوريانى واژه لولو به بيگانه و دشمن اطلاق شده است . لولويىها در نيمه دوم هزاره سوم پيش از ميلاد داراى دولتى بوده است و در نتيجه جامعه‌اى طبقاتى داشته‌اند ( آرياها و ناآرياها در چشم‌انداز كهن ايران ، ص 23 ) .

12328 لولويى :

قومى كه در زاگرس مركزى زندگى مىكردند . لولوئيها ظاهرا بخش وسيعى از مناطق كوهستانى زاگرس از نواحى علياى رودخانهء دياله تا درياچهء اورميه را در تصرف خود داشتند و مركزشان شهرزور بود ( دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 10 ، ص 523 ) .

12329 لؤلؤيى :

از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 31 ) .

12330 لوليان :

فغان كين لوليان شوخ شيرين‌كار شهر آشوب - چنان بردند صبر از دل كه تركان خوان يغما را ( مطلع الشمس ، ص 1003 ) .

12331 لومان :

طايفه‌اى از قبيلهء داى ميركشه هزاره‌جات ساكن ولايت غزنى افغانستان ( سيرى در هزاره‌جات ) .

12332 لوميدانى :

از نژادهاى گرجى ساكن در بوئين و مياندشت كه بعدها نام خانوادگى خود را عوض كرده و دوستمحمدى شده‌اند . علت چنين تعويضى به احتمال قوى در اثر نفوذ قاجاريه و افراد غيرگرجى بوده است كه در زمان شاه عباس از گرجستان به ايران و اين منطقه كوچ داده شده‌اند ( ايرانيان گرجى ، محمد سپيانى ، 1358 ، ص 246 ) .

12333 لونج :

از خاندانهاى ساكن در مازندران . در سند مبايعه مورخ 1026 قمرى آمده است : گرشاسف بن على لونج ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 220 ) .

12334 لوهانى :

از طوايف ساكن در افغانستان ( سراج التواريخ ، ج 3 ، ص 490 ) .

12335 لوى :

از خاندانهاى كليميان مقيم تهران . ( دكتر حبيب لوى تاريخ يهود ، چاپ بروخيم ) .

12336 لوى :

از خاندانهاى يهودى مقيم ايران ( داود هارونيان ) .

12337 لوى موسىئى :

قريه‌اى است به فاصلهء 5 / 23 كيلومتر به طرف جنوب ولايت كابل كه در 69 درجه و يك دقيقه و 44 ثانيه طول البلد شرقى و 34 درجه و 20 دقيقه و 31 ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) ظاهرا اين طايفه يهودى هستند .

12338 لهدرازلو :

از تيره‌هاى طايفهء مير حبيب‌لو از ايل افشار كرمان ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 66 ) .

12339 له‌درازى :

از طايفهء كىگيوى هستند در حال حاضر محل اصلى سكونت ايشان دشت روم است ( شناسنامهء ايلات و عشاير كهگيلويه و بويراحمد ، ص 85 ) .

12340 لهراسب :

از خاندانهاى ساكن در نيچكوه از دهكده‌هاى ميخساز كجور .

12341 لهراسبى :

از خاندانهاى زرتشتى مقيم ايران ( تحقيق محلى ) .

12342 لهراسپى :

از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 31 ) .

12343 لهونى :

از گويشهاى گورانى از زبان كردى ( ايلها و طايفه‌هاى عشايرى كرد ايران ، ص 16 ) .

12344 لهيب :

از خاندانهاى ساكن در افغانستان ( افغانستان در پنج قرن اخير ، ص 925 ) .

12345 ليارون :

ده از دهستان بندپى شهرستان بابل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .