ميرآخور ناصر الدين شاه و ديگرى آقا بالا خان سالار معتمد است ( دكتر پرويز ورجاوند ، سرزمين قزوين ، ص 464 ) .
11976 گنجينه :
از تركاناند ( ديوان لغات الترك ، ص 120 ) .
11977 گندزلو :
شاهمراد بيك پسر قرا بيك پسر يولى آقاى كندزلو رئيس طايفهء افشار مأمور خراسان بود ( تاريخ خوزستان سيد محمد على امام ، ص 405 ) .
11978 گندوزلو :
از طوايف ايل افشار . در رامهرمز - تنها طايفهء عمدهء افشارهاى خوزستان بودند كه رفتهرفته به صورت يك ايل مستقل درآمدند . از دورهء صفويه تاكنون در خوزستان ماندهاند ( دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 9 ، ص 493 ) .
11979 گنگدارزائى :
از تيرههاى طايفهء مير مرادزائى ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
11980 گنگرجكلا :
ده از دهستان چلاو شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
11981 گنگسرا :
ده از دهستان رامسر شهرستان شهسوار ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
11982 گنگوزائى :
از تيرههاى كرد ساكن در سيستان و بلوچستان ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ، ص 86 ) .
11983 گنگهخيل :
قريهاى است به فاصلهء ده كيلومتر در جنوب غرب نمله در علاقهء حكومت درجه اول خوگيانى مربوط ولايت ننگرهار در 70 درجه و 2 دقيقه و 22 ثانيه طول البلد شرقى و 34 درجه و 14 دقيقه و 24 ثانيهء عرض البلد شمالى است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
11984 گوازى :
از تيرههاى كرد سنجابى ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 96 ) .
11985 گوتووند - گتوند :
( شوشتر ) از ايل بختيارى ( هفت شهر يردوى و بندر ديلم ، ص 145 ) .
11986 گوتها :
اقوام اصلى ژرمنهاى شرق به شمار مىآيند . در حدود 150 سال پس از ميلاد گوتها بهسوى سواحل درياى سياه به حركت درآمدند در ( نامهء فرهنگ ايران شمارهء 3 چاپ نخست سال 1368 شرحى دارد ) .
11987 گوتى :
از طوايف ماد ( فرهنگ بوره كهيى ، ج 2 ، ص 885 ) .
11988 گوتى :
يكى از طوايف كرد است كه در هزارهء سوم قبل از ميلاد در شمال و مشرق شهرزور سكونت داشتهاند ( فرهنگ بوره كهيى ، ص 873 ) .
11989 گوتى :
قومى كه در زاگرس مركزى زندگى مىكردند . در اواخر هزارهء سوم قبل از ميلاد بابل را متصرف شدند و ظاهرا چندى بعد بر ايلام نيز تسلط يافتند . ( دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 10 ، ص 523 ) .
11990 گوتى يا گودى :
از طوايف كرد آراراتاند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 62 ) .
11991 گوتىها - گوتيان :
به واسطهء شرارتشان از ديدگاه دشمنان ايرانى مارهاى گزنده كوهستان ناميده شدند آنان براى مدتى در سرزمين ماد حكومتى تشكيل دادند ( نامهء فرهنگ ايران ، شمارهء 3 ، چاپ نخست سال 1368 ص 107 ) .
11992 گوتىها :
در آثار سومرى و هوريانى آمده است كه در كوهپايههاى غربى زاگروس و دران جايى كه بعدها ماد غربى تشكيل شد گوتيان و ديگر قبايلى كه با عيلاميان قرابت داشتند زندگى مىكردند . مىتوان گفت كه تركيب قومى اين اقوام ماد از هزارهء سوم تا آغاز هزارهء اول پيش از ميلاد بلاتغيير بوده است و مردم سراسر اين ناحيه از درياچه اروميه گرفته تا بخش علياى رود دياله گوتى + لولويى بودند . لولوئيها در نقاط غربى و گوتيها در نواحى شرقى سكونت داشتند ( آرياها و ناآرياها در چشمانداز كهن ايران ، ص 27 ) .
11993 گوجابانيان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن ايران ( اندرانيك هويان ) .
11994 گوجار :
از تيرههاى طايفه كشكولى قشقائى ( سيهچادرها ، ص 171 ) .
11995 گوجگى :
از طوايف ساكن در شهرستان چابهار ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
11996 گوجى :
از تيرههاى طايفهء پنيانيشلى از طوايف كرد ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 83 ) .
11997 گوچكى :
از تيرههاى طايفهء شيرانى ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .
11998 گودار :
گودارها ظاهرا از كوليها هستند . گاوميش دارند ، مطربى و رقاصى مىكنند . قاسمعلى در گرگان در قلعه حسن زندگى مىكرد ، از گودارهاى بزنبهادر بود .
11999 گودارى :
سوارگودارى ( مخابرات استرآباد ، ج 1 ، ص 94 ) . سوارهء گودارى بسطامى ( سفرنامهء دوم خراسان ناصر الدين شاه ، ص 50 ) .
12000 گودانلو :
از طوايف ايل شادلو كه در شمال خراسان اسكان يافتهاند ( ايلها و طايفههاى عشايرى مركزى ايران ، ص 72 ) .
12001 گودر :
از خاندانهاى ساكن در مازندران ( از آستارا تا استارباد ، ج