تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
ميرآخور ناصر الدين شاه و ديگرى آقا بالا خان سالار معتمد است ( دكتر پرويز ورجاوند ، سرزمين قزوين ، ص 464 ) .

11976 گنجينه :

از تركان‌اند ( ديوان لغات الترك ، ص 120 ) .

11977 گندزلو :

شاهمراد بيك پسر قرا بيك پسر يولى آقاى كندزلو رئيس طايفهء افشار مأمور خراسان بود ( تاريخ خوزستان سيد محمد على امام ، ص 405 ) .

11978 گندوزلو :

از طوايف ايل افشار . در رامهرمز - تنها طايفهء عمدهء افشارهاى خوزستان بودند كه رفته‌رفته به صورت يك ايل مستقل درآمدند . از دورهء صفويه تاكنون در خوزستان مانده‌اند ( دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 9 ، ص 493 ) .

11979 گنگدارزائى :

از تيره‌هاى طايفهء مير مرادزائى ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .

11980 گنگرج‌كلا :

ده از دهستان چلاو شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

11981 گنگ‌سرا :

ده از دهستان رامسر شهرستان شهسوار ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

11982 گنگوزائى :

از تيره‌هاى كرد ساكن در سيستان و بلوچستان ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ، ص 86 ) .

11983 گنگه‌خيل :

قريه‌اى است به فاصلهء ده كيلومتر در جنوب غرب نمله در علاقهء حكومت درجه اول خوگيانى مربوط ولايت ننگرهار در 70 درجه و 2 دقيقه و 22 ثانيه طول البلد شرقى و 34 درجه و 14 دقيقه و 24 ثانيهء عرض البلد شمالى است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .

11984 گوازى :

از تيره‌هاى كرد سنجابى ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 96 ) .

11985 گوتووند - گتوند :

( شوشتر ) از ايل بختيارى ( هفت شهر يردوى و بندر ديلم ، ص 145 ) .

11986 گوتها :

اقوام اصلى ژرمنهاى شرق به شمار مىآيند . در حدود 150 سال پس از ميلاد گوتها به‌سوى سواحل درياى سياه به حركت درآمدند در ( نامهء فرهنگ ايران شمارهء 3 چاپ نخست سال 1368 شرحى دارد ) .

11987 گوتى :

از طوايف ماد ( فرهنگ بوره كه‌يى ، ج 2 ، ص 885 ) .

11988 گوتى :

يكى از طوايف كرد است كه در هزارهء سوم قبل از ميلاد در شمال و مشرق شهرزور سكونت داشته‌اند ( فرهنگ بوره كه‌يى ، ص 873 ) .

11989 گوتى :

قومى كه در زاگرس مركزى زندگى مىكردند . در اواخر هزارهء سوم قبل از ميلاد بابل را متصرف شدند و ظاهرا چندى بعد بر ايلام نيز تسلط يافتند . ( دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 10 ، ص 523 ) .

11990 گوتى يا گودى :

از طوايف كرد آرارات‌اند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 62 ) .

11991 گوتىها - گوتيان :

به واسطهء شرارتشان از ديدگاه دشمنان ايرانى مارهاى گزنده كوهستان ناميده شدند آنان براى مدتى در سرزمين ماد حكومتى تشكيل دادند ( نامهء فرهنگ ايران ، شمارهء 3 ، چاپ نخست سال 1368 ص 107 ) .

11992 گوتىها :

در آثار سومرى و هوريانى آمده است كه در كوهپايه‌هاى غربى زاگروس و دران جايى كه بعدها ماد غربى تشكيل شد گوتيان و ديگر قبايلى كه با عيلاميان قرابت داشتند زندگى مىكردند . مىتوان گفت كه تركيب قومى اين اقوام ماد از هزارهء سوم تا آغاز هزارهء اول پيش از ميلاد بلاتغيير بوده است و مردم سراسر اين ناحيه از درياچه اروميه گرفته تا بخش علياى رود دياله گوتى + لولويى بودند . لولوئيها در نقاط غربى و گوتيها در نواحى شرقى سكونت داشتند ( آرياها و ناآرياها در چشم‌انداز كهن ايران ، ص 27 ) .

11993 گوجابانيان :

از خاندانهاى ارمنى ساكن ايران ( اندرانيك هويان ) .

11994 گوجار :

از تيره‌هاى طايفه كشكولى قشقائى ( سيه‌چادرها ، ص 171 ) .

11995 گوجگى :

از طوايف ساكن در شهرستان چابهار ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .

11996 گوجى :

از تيره‌هاى طايفهء پنيانيشلى از طوايف كرد ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 83 ) .

11997 گوچ‌كى :

از تيره‌هاى طايفهء شيرانى ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ) .

11998 گودار :

گودارها ظاهرا از كوليها هستند . گاوميش دارند ، مطربى و رقاصى مىكنند . قاسمعلى در گرگان در قلعه حسن زندگى مىكرد ، از گودارهاى بزن‌بهادر بود .

11999 گودارى :

سوارگودارى ( مخابرات استرآباد ، ج 1 ، ص 94 ) . سوارهء گودارى بسطامى ( سفرنامهء دوم خراسان ناصر الدين شاه ، ص 50 ) .

12000 گودانلو :

از طوايف ايل شادلو كه در شمال خراسان اسكان يافته‌اند ( ايلها و طايفه‌هاى عشايرى مركزى ايران ، ص 72 ) .

12001 گودر :

از خاندانهاى ساكن در مازندران ( از آستارا تا استارباد ، ج