تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
323 خانوار در 45 اوبه . قلمرو اصلى اين طايفه منطقهء اگرى واقع در دامنه‌هاى آرارات بود كه پس از تعيين مرز ايران و تركيه منطقهء ييلاقى آنان در آن سوى مرز قرار گرفت . اين طايفه با طايفهء « ساكان » خويشاوندى نزديكى داشته ، طايفهء قزلباش از شش به او تشكيل شده است ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت عشاير آذربايجان غربى ، صص 23 و 133 ) .

10389 قزلباش :

موضعى است به فاصلهء دو كيلومتر در غرب جلريز در علاقهء حكومت درجه 2 ميدان مربوط حكومت كلان لوگر متعلق ولايت كابل بين 68 درجه و 36 دقيقه و 37 ثانيه طول البلد شرقى و 34 درجه و 28 دقيقه و 50 ثانيه طول البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .

10390 قزلباش :

از طوايف ايل شاهسون مىباشد كه در ماكو سكونت دارند ( ايرانشهر ، ص 118 ) .

10391 قزلباشيهء قندهار :

از طوايف ساكن در افغانستان ( سراج التواريخ ، ج 3 ، ص 53 ) .

10392 قزل‌بورك - قزل‌قالپاق - كلاه‌سرخ :

( مهمان‌نامهء بخارا ) .

10393 قزل خواجه‌لوى ذو القدر :

كلب على خليفهء قزل خواجلوى ذو القدر ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 154 ) .

10394 قزل‌قابلو :

از طوايف كرد ايل سيقكانلو كه ساكن در شيروان و قوچان هستند ( ايلها و طايفه‌هاى عشاير كرد ايران ، ص 62 ) .

10395 قزل‌لو گله‌زن :

از طوايف قشقايى هشتاد خانوارند در سال 1310 شمسى و جزء عملهء ايلخانىاند ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 79 ) .

10396 قزلو :

از تيره‌هاى ايل اصانلو ( كوچندگان سرزمين خورشيد درخشان ، ص 24 ) .

10397 قزلى :

از تيره‌هاى قشقايى ( ايران و قضيهء ايران ، ج 2 ، ص 139 ) .

10398 قزوينى :

از خاندانهاى ساكن در بل ( بكسر باء ) از دهكده‌هاى اوزرود نور كوهستانى و از خاندانهاى ساكن در فيروزكلاى بالا حومهء شهر كجور . جلال الدوله اسكندر بسيارى از شهريان قزوين را با خانه كوچ به كجور آورد ( تاريخ طبرستان مير ظهير الدين ، ص 78 ) .

10399 قزوينى :

از خاندانهاى ساكن در شيراز ( فهرست موقوفات ايران ، دفتر اول فارس ، ص 96 ) .

10400 قشقائى :

اين ايل در فارس و كهگيلويه و بويراحمد و بوشهر و خوزستان و اصفهان و چهارمحال و بختيارى ساكنند و در سرشمارى 1377 هفده هزار و چهارصد و چهل و نه خانوار شامل 110975 نفر بوده‌اند . ( وضعيت كلى ايلات و عشاير ايران ) .

10401 قشقايى ( ايل ) :

از ايلات استان فارس مىباشد ( ايرانشهر ، جلد اول ، ص 146 ) .

10402 قشقايى ( ايل ) :

ايل خلج از اراضى ممالك روم به خاك عراق آمدند گروهى از آنها فرار كرده در مملكت فارس توقف نمودند و مردمان خلج اين گروه را قاچ‌قائى ( قشقايى ) گفتند . ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1580 ) .

10403 قشقايى و باصرى :

در چمن نم‌دان ميان علىآباد و آسپاس ( دو سفرنامه از جنوب ايران ، ص 161 ) . عده‌اى از خانوارهاى قشقايى در روستاى : بيد زرد سربيشه - تلخاب باشت و باوى - زندگى مىكنند ( شناسنامهء ايلات و عشاير كهگيلويه و بويراحمد ، ص 116 ) .

10404 قشقربچه :

اين قوم از خاندان تيموز ساكن چال و اشكمش‌اند ( راهنماى قطغن و بدخشان ، ص 94 ) .

10405 قشلاقى :

از تيره‌هاى طايفهء رحيمى از ايل قشقائى ( سيه‌چادر ، ص 173 ) .

10406 قشه :

از تيره‌هاى كرد در ناحيهء بيلاور چهارصد خانوار يا چادر زندگى مىكنند ( ايران و قضيهء ايران ، ج 1 ، ص 705 ) . قشه از طوايف كرد اين طايفه از احشام بلوك جوانرودند . بعضى از آنها الحال ( دوران ناصرى ) در خاك كرمانشاه و برخى در شهرزور و سليمانيه سكونت دارند و قريب 50 خانوار در خال جوانرودند ( طوايف و عشاير كرد ، ص 17 ) .

10407 قشه‌اى :

از طوايف كرد چند خانوارى هستند در نواحى سيروان و جوانرود ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 101 ) .

10408 قشه‌يى :

يكى از طوايف كرد در گذشته در اطراف وان و ايروان زندگى مىكردند و بيشترشان مسيحى بودند و قشه در كردى به معنى كشيش است .

10409 قصّاب :

از خاندانهاى ساكن در رينه بالالاريجان . اينان از اعراب كوچ‌كننده بودند ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 418 ) . و از تيره‌هاى ساكن در جوردى ( - جواهرده ) ييلاق سخت‌سر ( - رامسر ) . ( از آستارا تا استارباد ، ج 3 ، ص 32 ) .

10410 قصاب‌قلعه :

در دو مورد در قاموس آمده است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .

10411 قصاب‌كتى :

ده از دهستان اهلم‌رستاق شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .

10412 قصاب‌كلا :

ده از دهستان ساسىكلام شهرستان بابل ( فرهنگ