10369 قرهموسالو :
از طوايف ايل شاهسون آذربايجان غربى ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت عشاير آذربايجان غربى ، ص 326 ) .
10370 قره مير شاملو :
از تيرههاى ساكن در پشت پر در فاصلهء دو ساعت راه از برازجان سراسر راه ماهور است .
10371 قره مير شاملو :
از تيرههاى طايفهء فارسامدّان ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 61 ) .
10372 قرهيارلو :
از تيرههاى ششبلوكى « قورت » ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 61 ) .
10373 قرهيوقا :
از قبايل ترك كه در رى و شهريار بودند ايشان را كوچ دادند و به رستمدار بردند ( تاريخ طبرستان مير ظهير الدين ، ص 78 ) .
10374 قرياويه :
از طوايف كرد كه در ولايت بسقاد و دربند قرائر بودهاند و قسمتى از نواحى ازبك آذربايجان شوروى هم در تصرف ايشان بود . رئيس قسمت دربند قرائر سيف الدين پسر شيرحسنانى بوده با سلطان مصر رابطه داشته است .
قسمت بسقاد 4 هزار نفرى مرد جنگى داشته ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 102 ) .
10375 قريب :
از خاندانهائى كه در گركان ساكنند از بازماندگان على قريب از خويشاوندان سلطان محمود غزنوى است كه به امر سلطان مسعود كشته شده است و خاندان او به گرگان پناه آوردهاند ( سالنامهء تفرش سال 1337 ) .
10376 قريب :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 55 ) .
10377 قريبيان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن در ايران ( آندرانيك هويان ) .
10378 قريش :
ده از دهستان خرمآباد شهرستان شهسوار ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) .
10379 قريشى :
از خاندانهاى ساكن در سمنان .
10380 قريشى :
( تاريخ خوزستان سيد محمد على امام ، ص 173 ) .
10381 قزاق :
قومى كه در قفقاز شمالى ساكن شدند . اين قوم با قوم تركىزبان
cossak
در آسياى مركزى ارتباط ندارد . ( ايران شناخت ، شمارهء 10 ، پائيز 1337 ) .
10382 قزاق - بيشتر :
قزاقهاى قزاق محلهء استرآباد از قزاقستان شوروى به ايران آمدهاند و در استرآباد و گنبد قابوس و بندر شاه ( - بندر تركمن ) سكونت گزيدهاند . محلاتى كه ايشان ساكن شدهاند به نام « بليشمحله » خوانده شد . لفظ « بليش » در زبان تركمنى به معنى آشناست . تركمنها كه سابقا با قزاقها مربوط بودند وقتى كه قزاقها را در خاك ايران ديدند آنان را « بليش » يعنى آشنا خواندند اين عنوان روى ايشان ماند ولى خودشان دوست دارند « قزاق » خوانده شوند . اغلب قزاقها به اقتضاى سكونت در شهر به مشاغلى از نوع خدمات اشتغال دارند . تحصيلكردهها معلم و دبير و بهيار و « تكنيسين » و كارمند دولت هستند . ساير مردان به كاميوندارى و رانندگى و انواع مكاسب تجارى مشغولند .
زنان خانهدارى و خياطى و قالىبافى مىكنند . جمعيت قزاقها حدود هزار خانوار است و هنگام ورود به ايران پانصد خانوار بودهاند . اخيرا عدهء زيادى مهاجر افغانى قزاق نيز به ايران كوچ كرده و صميمانه در ميان قزاقهاى ايران بهسر مىبرند .
10383 قزاق :
در ميان نيستان ساحل سيحون متفرقاند و ميان منازل و قشلاقگاههاى ايشان گاه هست كه مسافات بعيد مىباشد و به واسطهء ورود برفها و يخها و سرماهاى سخت از حال يكديگر اصلا وقوف و اطلاعى ندارند . ( مهماننامهء بخارا ، ص 235 ) . خانان قزاق متفرع از خانان ازبك است ( مهماننامهء بخارا ، ص 144 ) . قزاق از تيرههاى ساكن در حاشيهء ماوراء النهر ( تاريخ راقم ، ص 193 ) . طايفهء قزاق در قوت و بأس مشهور آفاقند ( مهماننامهء بخارا ) . عسكر قزاق كه در زمانهاى سابق كه مبادى ظهور چنگيز خان بود ايشان را لشكر تاتار گفتندى مشهور و مذكور السنهء عرب و عجماند ( مهماننامهء بخارا ، ص 213 ) . خانان قزاق از اولاد يوچى خان بن چنگيز خاناند ( مهماننامهء بخارا ، ص 141 ) .
10384 قزاق سيبرى :
از طوايف قزاق ساكن در سيبرى . ( سفرنامه تركستان ، دكتر پارشينو ، ص 161 ) .
10385 قزاقلو :
از اويماق قزلباش ( تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 3 ، ص 793 و ج 2 ، ص 637 ) .
10386 قزاقها :
اكثريت قزاقها در جمهورى قزاقستان زندگى مىكنند ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ، صص 349 تا 367 ) . قزاقها تا قرن 13 هجرى شمنى مذهب باقى ماندند تا تاتارها آنان را به اسلام دعوت كردند ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ) .
10387 قزلاياق :
قريهاى است به فاصلهء 30 كيلومتر در شمال غرب مركز اقچه مربوط حكومت اعلىشبرغان بين 65 درجه 54 دقيقه و 30 ثانيه طول البلد شرقى و 37 درجه و 5 دقيقه و 13 ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
10388 قزلباش :
از طوايف آذربايجان غربى - كوچ عمودى دارند . داراى