بردهاند ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 83 ) .
5033 چگنى :
يكى از طوايف كرد كه در كرمانشاه و قصرشيرين و نواحى ديگر كردستان مىزيند ( فرهنگ بورهكهئى ، ص 325 ) .
5034 چگنى :
نام يكى از بخشهاى قديم غربى شهرستان خرّمآباد ( تاريخ خوزستان سيد محمد على امام ) .
5035 چگنى :
از طوايف كرد قريب سه هزار خانوارى هستند در سفيدرود و تنگ گاوشمار و رودخانهء كشكان و رود خرمآباد و كوه ملهشوانان سكونت دارند هزار و پانصد خانوارى هم در اطراف قزوين هستند سيصد خانوارى هم در لواى كركوك و سليمانيه سيّاراند سيصد خانوارى هم به ميان قشقايى رفته در نواحى سميرم سكونت دارند . اين قبيله غير از چگنى جزو همهوندند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 87 ) .
5036 چگنى :
از طوايف قبيله عامله لر ( سفرنامه مسيو چريكف ، ص 45 ) . لرچگينى از اويماق قزلباشاند ( تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 3 ، ص 793 ) .
5037 چگنى :
از تيرههاى ايل قشقايى در فارس مىباشد ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1582 ) .
5038 چگنى :
از طوايف كرد در قزوين كه در عهد شاه عباس بزرگ به اين حدود كوچ داده شدهاند . گروه زيادى از چگنىها در دهات دهستانهاى اقبال - قاقزان و تارم براى تمام سال ساكن هستند و تعدادى از آنها نيز ييلاق و قشلاق مىكنند و تيرههاى مختلف طايفه به نامهاى زير معروفند : بهاريوند - بابائى - پاپائى - پيرمودوند - پيركليوند - ميرخواند - پاچنارى - خركانى - درويشوند - كلوند - گوگر - گودرزوند - مالامير - مختاروند - نظامىوند ( دكتر پرويز ورجاوند ، سرزمين قزوين ، تهران ، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگى ، ص 456 ) .
5039 چگنى ( طايفه ) :
از طوايف ايل ايتوند مىباشد كه در لرستان سكونت دارند . ( ايرانشهر ، ص 140 ) .
5040 چگنى ( ايل ) :
از ايلات لرزبان لرستان ( دانشنامهء جهان اسلام ، ج 5 ، ص 144 ) .
5041 چگينى ( طايفه ) :
از طوايف ساكن در قزوين و گيلان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده ، 1377 ، ص 32 ) .
5042 چگينى :
از تيرههاى عملهء ايل قشقائى ( سيهچادرها ، ص 172 ) .
5043 چگينى :
از خاندانهاى ساكن در چالوس ( دفتر تلفن چالوس ، ص 8 ) .
5044 چگينى ( ايل ) :
در دورهء فرمانروايى آقا محمد خان قاجار از خرمآباد و فارس به قزوين و پيرامون آن آمدهاند ( محمد على خان رشوند - مجمل رشوند ، ص 20 ) .
5045 چگينى :
از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) .
5046 چلاجورى :
از خاندانهاى قديمى كه در چلاجور كلاردشت ساكنند . جزء ناحيهء تنكابن ، اينها گيل هستند .
5047 چلاوى :
از خاندانهاى ساكن در مازندران . اصل ايشان از درهء چلاو است ( تاريخ خاندان مرعشى ، ص 220 ) . ميركپك چلاوى ( تاريخ خاندان مرعشى ، ص 66 ) كيا افراسياب چلاوى ( تاريخ خاندان مرعشى ، ص 234 ) .
5048 چلاويان :
( تاريخ خاندان مرعشى ، صص 63 و 64 و 77 و 177 ) .
5049 چلبلى :
از طوايف شاهسيون كه در ساوه و زرند زندگى مىكنند .
5050 چلبى :
يكى از شهود وقفنامهء كياآقا آرويج .
5051 چلبيانلو :
از طوايف ايل شاهسون در آذربايجان غربى ( ساختار سازمان ايلات و شيوهء معيشت عشاير آذربايجان غربى ، ص 326 ) .
5052 چلبيانلو :
از طوايف ايل قرهداغ ارسباران ( نگرشى بر اوضاع اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى جامعهء عشايرى ، ص 40 ) .
5053 چلبيانلو ( طايفه ) :
از طايفهء ايل ارسباران مىباشد ( ايرانشهر ، ص 117 ) .
5054 چلبيانلو :
از طايفههاى ايل شاهسون ( قرهداغ ) ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 7 ، ص 568 ) .
5055 چلگى :
طايفهاى از ايل بويراحمد ، تعداد 17 خانوار چلگى در تلزالى كنار شهر ياسوج زندگى مىكنند .
5056 چلنگر :
از تيرههاى طايفهء كشكولى قشقائى ( سيهچادر ، ص 171 ) .
5057 چلنگريان :
از خاندانهاى ارمنى مقيم ايران ( آندرانيك هويان ) .
5058 چلهخيل :
ساكن در دهكدهاى به همين نام در 9 كيلومترى در غرب قريهء جوزخيل در علاقهء حكومت كلان لوگر متصل سرك مربوط ولايت كابل كه بين 68 درجه و 51 دقيقه و 30 ثانيهء طول البلد شرقى و 33 درجه و 42 دقيقه و 37 ثانيه عرض البلد شمالى است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
5059 چلهها :
گروهى از يهوديان بخارا كه اسلام آوردند به عنوان « چله » خوانده مىشوند يعنى ناقص آنان كه حقيقتا اسلام آوردهاند در پيكرهء اصلى مسلمانان جذب شدند . اما آنان كه