آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 384 ) .
5008 چغّر قرهبالخان :
از تيرههاى تركمن ساكن در گرگان ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 384 ) .
5009 چغلانلو :
از طوايف ايل عمارلو كه ملگنوف در سفرنامهء خود از آنها ياد كرده ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ، ص 22 ) .
5010 چغهسراى :
گروهى از سياهپوشان كافرستان افغانستان در آداب پوشيدن لباس و كارگرى زنها همچون سياهپوشان هستند .
5011 چغىلو ( تيره ) :
از تيرههاى ايل اينالو در فارس ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1576 ) .
5012 چغيلى :
از اويماقهاى ايل ايناللو از ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 71 ) .
5013 چفتپامال :
ده از دهستان علىآباد شهرستان شاهى ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 12 ) .
5014 چفتسر :
ده از دهستان علىآباد شهرستان شاهى ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 12 ) .
5015 چفتكلا :
ده از دهستان بالاتجن شهرستان شاهى ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 12 ) .
5016 چفته سركوهى خيل :
ده از دهستان گيلخواران شهرستان شاهى ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 12 ) .
5017 چقاخورنشين :
از طوايف ايهاوند دوركى هفتلنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 73 ) .
5018 چك :
طايفهاى از قبيلهء داىجوپان هزارهجات ساكن در ولايت ارزگان افغانستان ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
5019 چكازئى :
ساكن در دهكدهاى به همين نام در 22 كيلومترى جنوب شرقى خوگيانى در علاقهء حكومت درجه 2 ارغستان مربوط ولايت قندهار كه بين 66 درجه و 39 دقيقه و 48 ثانيه طول البلد شرقى و 31 درجه و 31 دقيقه و 12 ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
5020 چكاله :
از طوايف كرد در مهاباد ( ساوجبلاغ مكرى ) كه بعدا ايل منگور بر ايشان مسلط شد ( طوايف و عشاير كرد ، ص 33 ) .
5021 چكل :
كاشغرى چگل را چكل با كاف ضبط كرده است ( كاشغرى ج 1 ، ص 28 : 3 ص 30 : 11 ص 329 : 17 ص 330 در چند مورد ص 342 : 7 ) .
5022 چكمهاى :
تيرهاى از طايفهء باصرى از ايل خمسه ساكن جويم ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 370 ) .
5023 چكناواريان :
از خاندانهاى ارمنى ساكن تهران ( تحقيق محلى ) .
5024 چكوانى :
اوليا چلبى در ج چهارم صفحهء 75 در عداد عشاير كرد ذكر كرده است ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 87 ) .
5025 چكه :
فرقهاى از طايفهء قرقكوكلان ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 383 ) .
5026 چكهء قرق :
از تيرههاى تركمن ساكن در گرگان ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 383 ) .
5027 چگان :
از طوايف عبد الوند هىهاوند چهارلنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 76 ) .
5028 چگر :
طايفهاى از قبيلهء داىكندى هزارهجات ساكن ارزگان ولسوالى خدير افغانستان ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
5029 چگل :
طايفهاى از تركان كه در ادب زبان فارسى به زيبارويى معروفند .
تو چه دانى ذوق صبر اى شيشهدل - * خاصه صبر از بهر آن نقش چگل
( مثنوى چاپ امير كبير دفتر دوم ، ص 349 ) زبان مردم چگل تركى خالص است ( ديوان لغات الترك ، ص 25 ) . خاك اين خاندان از شمال به ناحيهء خرخيز از شرق به حدود خلّخ از غرب به حدود تخس از جنوب به حدود خلّج ( حدود العالم ) .
5030 چگليان :
تركمانان همهء تركان شرقى را چگل مىخوانند ( بارتلد ، ص 663 ) .
5031 چگنى :
يكى از طوايف كرد ( فرهنگ بورهكهيى ، ص 345 ) . از ايلهاى كرد كه شاه اسماعيل به آنان امارت و الكاداد در خراسان - قوچان - سرولايت - نيشابور - مرو و غيره ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ، ص 15 ) . عدهاى از اين ايل در درهء شاهرود مستقرند و به كشت برنج و گندم روزگار مىگذرانند ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 43 ) . چگنى از طوايف كرد كه به طارم و قاقزان و رودبار و الموت و كوهپايههاى پشكلدره در زمان صفويان و افشاريان كوچ داده شدهاند ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 27 ) تيرههاى چگنى عبارتند از : بهارىوند - بابايى - پيرمردوند - كلوند - گودرزوند - مختاروند - نظامىوند - رشوند - ميرخواند - پاچنارى - خركانى - پيرقلىوند - گوگير - مال امير - كه در روستاهاى اقبال - قاقزان - طارم - قزوين - سكونت دارند . جمعيت چگنىها در حدود نهصد تا يك هزار خانوار است ( ايلها و طايفههاى عشايرى كرد ايران ، ص 27 ) .
5032 چگنى - چگنهلو :
حدود 20 خانوار از اكراد چكنى را كه در سر ولايت نيشابور بودهاند ، در زمان قاجاريه به نوخندان