تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 384 ) .

5008 چغّر قره‌بالخان :

از تيره‌هاى تركمن ساكن در گرگان ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 384 ) .

5009 چغلانلو :

از طوايف ايل عمارلو كه ملگنوف در سفرنامهء خود از آنها ياد كرده ( ايلها و طايفه‌هاى عشايرى كرد ، ص 22 ) .

5010 چغه‌سراى :

گروهى از سياهپوشان كافرستان افغانستان در آداب پوشيدن لباس و كارگرى زنها همچون سياهپوشان هستند .

5011 چغىلو ( تيره ) :

از تيره‌هاى ايل اينالو در فارس ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1576 ) .

5012 چغيلى :

از اويماقهاى ايل اينال‌لو از ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 71 ) .

5013 چفت‌پامال :

ده از دهستان علىآباد شهرستان شاهى ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 12 ) .

5014 چفت‌سر :

ده از دهستان علىآباد شهرستان شاهى ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 12 ) .

5015 چفت‌كلا :

ده از دهستان بالاتجن شهرستان شاهى ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 12 ) .

5016 چفته سركوهى خيل :

ده از دهستان گيلخواران شهرستان شاهى ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 12 ) .

5017 چقاخورنشين :

از طوايف ايهاوند دوركى هفت‌لنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 73 ) .

5018 چك :

طايفه‌اى از قبيلهء داىجوپان هزاره‌جات ساكن در ولايت ارزگان افغانستان ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .

5019 چكازئى :

ساكن در دهكده‌اى به همين نام در 22 كيلومترى جنوب شرقى خوگيانى در علاقهء حكومت درجه 2 ارغستان مربوط ولايت قندهار كه بين 66 درجه و 39 دقيقه و 48 ثانيه طول البلد شرقى و 31 درجه و 31 دقيقه و 12 ثانيه عرض البلد شمالى واقع است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .

5020 چكاله :

از طوايف كرد در مهاباد ( ساوجبلاغ مكرى ) كه بعدا ايل منگور بر ايشان مسلط شد ( طوايف و عشاير كرد ، ص 33 ) .

5021 چكل :

كاشغرى چگل را چكل با كاف ضبط كرده است ( كاشغرى ج 1 ، ص 28 : 3 ص 30 : 11 ص 329 : 17 ص 330 در چند مورد ص 342 : 7 ) .

5022 چكمه‌اى :

تيره‌اى از طايفهء باصرى از ايل خمسه ساكن جويم ( جغرافياى عمومى بخش جويم ، ص 370 ) .

5023 چكناواريان :

از خاندانهاى ارمنى ساكن تهران ( تحقيق محلى ) .

5024 چكوانى :

اوليا چلبى در ج چهارم صفحهء 75 در عداد عشاير كرد ذكر كرده است ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 87 ) .

5025 چكه :

فرقه‌اى از طايفهء قرق‌كوكلان ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 383 ) .

5026 چكهء قرق :

از تيره‌هاى تركمن ساكن در گرگان ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 383 ) .

5027 چگان :

از طوايف عبد الوند هىهاوند چهارلنگ بختيارى ( جغرافياى مفصل ايران ، ج 2 ، ص 76 ) .

5028 چگر :

طايفه‌اى از قبيلهء داىكندى هزاره‌جات ساكن ارزگان ولسوالى خدير افغانستان ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) .

5029 چگل :

طايفه‌اى از تركان كه در ادب زبان فارسى به زيبارويى معروفند .
تو چه دانى ذوق صبر اى شيشه‌دل - * خاصه صبر از بهر آن نقش چگل
( مثنوى چاپ امير كبير دفتر دوم ، ص 349 ) زبان مردم چگل تركى خالص است ( ديوان لغات الترك ، ص 25 ) . خاك اين خاندان از شمال به ناحيهء خرخيز از شرق به حدود خلّخ از غرب به حدود تخس از جنوب به حدود خلّج ( حدود العالم ) .

5030 چگليان :

تركمانان همهء تركان شرقى را چگل مىخوانند ( بارتلد ، ص 663 ) .

5031 چگنى :

يكى از طوايف كرد ( فرهنگ بوره‌كه‌يى ، ص 345 ) . از ايلهاى كرد كه شاه اسماعيل به آنان امارت و الكاداد در خراسان - قوچان - سرولايت - نيشابور - مرو و غيره ( ايلها و طايفه‌هاى عشايرى كرد ، ص 15 ) . عده‌اى از اين ايل در درهء شاهرود مستقرند و به كشت برنج و گندم روزگار مىگذرانند ( ايلها و طايفه‌هاى عشايرى كرد ايران ، ص 43 ) . چگنى از طوايف كرد كه به طارم و قاقزان و رودبار و الموت و كوهپايه‌هاى پشكلدره در زمان صفويان و افشاريان كوچ داده شده‌اند ( ايلها و طايفه‌هاى عشايرى كرد ايران ، ص 27 ) تيره‌هاى چگنى عبارتند از : بهارىوند - بابايى - پيرمردوند - كلوند - گودرزوند - مختاروند - نظامىوند - رشوند - ميرخواند - پاچنارى - خركانى - پيرقلىوند - گوگير - مال امير - كه در روستاهاى اقبال - قاقزان - طارم - قزوين - سكونت دارند . جمعيت چگنىها در حدود نهصد تا يك هزار خانوار است ( ايلها و طايفه‌هاى عشايرى كرد ايران ، ص 27 ) .

5032 چگنى - چگنه‌لو :

حدود 20 خانوار از اكراد چكنى را كه در سر ولايت نيشابور بوده‌اند ، در زمان قاجاريه به نوخندان
نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى ) — صفحة 181 | منوچهر ستوده