حقوق اجتماعى خستگى و ترس را احساس نمىكرد دريغا كه مرگ مشكوك او در 15 ديماه 1319 اجازه نداد اين نبرد با ناراستيها مداومت پيدا كند ، مراسم تشييع جنازه مدير آزاديخواه و مبارز طلوع باشكوه فراوان انجام گرفت كه در واقع نشاندهندهء حقشناسى صميمانهء مردم نسبت به خدمتگزاران واقعى جامعه بود .
پرورش
شادروان مير احمد مدنى روز آدينه 11 جمادى الاول 1342 برابر 29 جدى 1302 خورشيدى نخستين شماره روزنامه پرورش را با مشخصات زير در رشت چاپ و پخش نمود :
« محل اداره : رشت ؛ موقتا اداره نداى گيلان . عنوان تلگرافى : پرورش .
تلفون 112 . . . صاحبامتياز و مؤسس و مدير مير احمد مدنى . . . قيمت تك نمره 6 شاهى ، بعد از يك نمره 1 قران . قيمت اشتراك در همه جا يك ساله 50 قران ششماهه 30 قران از اعضاء مجامع معارفى و اتحاديهها و كارگران عموما سالانه 30 قران ، از محصلين مدارس 20 قران » .
پرورش از شماره 27 مورخ سهشنبه 30 رجب 1343 برابر 6 حوت 1303 تا شماره 40 سال دوم مورخ 16 شهريور 1304 با چاپ سنگى و اندازههاى مختلف در مطبعه پرورش چاپ مىشد . سال دوم روزنامه از شماره 30 مورخ يكم حمل 1304 بهطور معمول و از شماره 41 مورخ هشتم آذرماه 1304 روزانه منتشر گرديد ، سومين سال پرورش نيز با شماره 98 روز دوشنبه اول فروردين 1305 آغاز شد و آخرين شماره اين سال نيز شماره 251 مورخ 28 اسفند بوده است .
روزنامه پرورش با انتشار نامرتب تا سال 1320 ادامه يافت و بعد از وقايع سوم شهريور 1320 مدنى به تهران مهاجرت نمود و روزنامهاش را يك دوره كوتاه به صورت هفتگى نشر داد كه در واقع جزو بهترين جرايد عصر بهشمار مىرفت .
قرن چهاردهم
على آزاده گيلانى در بهمنماه 1302 خورشيدى روزنامه قرن چهاردهم را چاپ و منتشر كرد ، عمر اين روزنامه يكسال و اندى بيشتر دوام نيافت و چون زير نظر هيئت تحريريه اداره مىشد و نويسندگانش قلم تند و افراطى داشتند عذر هيئت تحريريه را خواست و روزنامه را تا تجديد سازمان تعطيل نمود ، قبل از انتشار مجدد داس توقيف ريشه حياتش را بركند و قرن چهاردهم براى هميشه تعطيل گرديد .
طليعهء قدس
روزنامه طليعه قدس در سال 1302 شمسى در شهر رشت بهطور هفتگى تأسيس و منتشر شده است ، اما گويا بيش از چند شماره انتشار نيافت و دچار تعطيل گرديد .
پيك
محمد على شريفى به سال 1303 خورشيدى روزنامه پيك را در شهر رشت بنيان گزارد ولى انتشار طولانى نداشت . وى در خرداد 1304 خورشيدى نيز موفق به دريافت امتياز مجله پيك از شوراى عالى فرهنگ گرديد كه گويا هيچوقت چاپ و نشر نگرديد . در مورد روزنامه پيك مرحوم فخرائى مىنويسد : مسلك سوسياليستى داشته و در سال 1344 قمرى به چاپ رسيده است .
صورت
روزنامه صورت در سال 1303 به مديريت حسين نيكروان ( روحى كرمانى ) در شهر رشت انتشار يافت . اين روزنامه سياسى بود و كاريكاتورهاى متعددى نيز در آن به چاپ مىرسيد . تعداد صفحات روزنامه صورت 12 صفحه بود . انتشار دوره اول اين روزنامه مدت شش سال ادامه داشت .
مقالات اين دوره روزنامه عبارت بود از سرمقالات مستدل و برخى مطالب فكاهى سياسى و ستارهشناسى و تقويم هفته و اخبار داخله و خارجه . وجه اشتراك سالانه 40 ريال ، ششماهه 22 ريال و تكشماره 1 قران بوده است .
در سال 1309 نيكروان به جرم فعاليتهاى كمونيستى اسير زندان رضاخانى گرديد و تعطيل اجبارى صورت تا رهائى او در 1320 به طول انجاميد .
نيكروان در بازگشت به رشت دوره دوم روزنامه صورت را نشر داد ، در اين دوره روزنامه در قطع نيمورقى بين 4 تا 8 صفحه نشر مىيافت و مطالب آن را مسائلى پيرامون تحزب و لزوم دخالت مردم در امور اجتماعى و نظارت شديد عامه از طريق حزب بر كارهاى دولت تشكيل مىداد . چون در اين زمان نيكروان مأمور تشكيل حزب توده در رشت بود ، روزنامه تقريبا بدون وقفه و همه هفته نشر مىيافت تا آشوب 17 آذر 1321 كه به دستور قوام السلطنه انتشار كليه مطبوعات ايران متوقف شد ، انتشار صورت هم تا ديرزمانى دچار وقفه گرديد .
سومين دوره نشر صورت به گونه روزانه عصر در دو صفحه نيمورقى انجام مىگرفت . روزنامه ناشر افكار حزب توده ، تشكيلات گيلان بود و جز اخبار درگيريهاى مستمر تودهايها با مخالفين و هياهوهاى نادرست به سود حزب مطلبى نداشت و تا نجات آذربايجان از چنگال دموكراتها نشر يافت .
با آنكه گمان نمىرفت صورت موفق به عرض وجود مجددى شود ولى آگهى انتشار چهارمين دوره آن به صورت روزانه در 4 صفحه نيمورقى شگفتىبرانگيز مىنمود ، اين دوره به مديريت قدير بيشهبان در چاپ جاويد رشت 10 الى 12 شماره مرتب نشر يافت ، شگفتتر اينكه آقاى قدير بيشهبان از نظر عقيدتى درست نقطه مقابل نيكروان بود و چگونه اين دو قطب مخالف عقيدتى به هم پيوند خوردند بر كسى روشن نيست ! شماره 318 مورخ شنبه 30 فروردين 1327 گويا آخرين شمارهاى بود كه به سردبيرى بيشهبان منتشر شد .
بعد از اين دوره روزنامه صورت براى هميشه تعطيل گرديد و نيكروان با مظلوميتى احترامانگيز به انزوا گرائيد و با فقر و تنگدستى و استغناى طبع ، زندگى پررنج را به پايان رسانيد .