از اين ننگ وارهند . اين طرح با حركت عياران شروع شد ، آنگاه با گذشت روزگار به خاطر حفظ و تداوم و بارور كردن اين حركت مردمى بود كه دست به ايجاد زورخانه زدند .
زورخانه كه اينك چندين سده از حيات آن مىگذرد بر پايه چنين تفكرى تأسيس يافت . جايگاهى مردپرور بود ، مردانى آراسته به منش والاى انسانى ، فروتنى ، رأفت و مهربانى با دنبالهروى از الگوئى شايسته همچون حضرت على عليه السلام اسوه تقوى و فضيلت .
در ورودى زورخانه را طورى مىسازند كه حتى يك آدم با قد متوسط نيز نمىتواند بدون خم شدن از آن به درون رود چرا كه زورخانه داراى آنچنان قداستى است كه همه را وامىدارد تا با احترام بدان گام نهند و ياد بگيرند كه بايد به تواضع و فروتنى خو كنند و انديشه خودپسندى را از ذهن خويش بزدايند .
ورزشكاران با شلوارهائى چرمى و يا از پارچههائى ضخيم ، با گلبوتههاى قلابدوزشده كه تا زير زانوان آنان را مىگيرد از صحن زورخانه به سوى گود حركت مىكنند . گود عبارت است از زمينى مسطح و هشتضلعى كه 5 / 1 متر پائينتر از صحن قرار دارد . ورزشكار به محض پريدن در گود ، زمين را به علامت احترام مىبوسد . تمرين ورزشى با عمليات مياندار يا ميداندار آغاز مىگردد . مرشد كه روى سردم زورخانه مىنشيند متناسب با حركات ورزشكاران ضرب مىگيرد و اشعار حماسى مىخواند .
گاهگاهى با ورود پهلوانان و پيشكسوتان زنگى را كه در مقابل رويش آويخته است به صدا درمىآورد و به عنوان خيرمقدم « صفاى قدم » مىگويد و با توجه به جايگاه آنان در ورزشهاى زورخانهاى تعداد ضربات زنگها را تغيير مىدهد و از مردم صلوات مىگيرد .
ورزش با پا زدن ، چرخ خوردن و شنا آغاز مىشود و عمليات با ميل ، كباده ، سنگ ، پرش شيرينكارى پشتكوارو ادامه مىيابد ؛ سرانجام به كشتى مىرسد .
كشتى پهلوانى داراى فنون بسيارى مانند خيمه زدن ، كنده كشيدن ، زير گرفتن ، سرشاخ رفتن ، به پل بردن ، فتيلهپيچ ، سگك كشيدن و ديگر اصطلاحات و حركاتى است كه امروزه نيز وسيله ورزشكاران زورخانهها انجام مىگيرد .
عشق و احترام به حضرت على عليه السلام در فضاى زورخانه موج مىزند و ورزشكاران چون از زورخانه خارج مىشوند خود را سبك و غرق در صفاى باطن مىيابند .
ه . ل . رابينو كه در فاصله سالهاى 1906 تا 1911 سمت كنسولى دولت انگلستان را در گيلان به عهده داشت و طى اين مدت مطالعات زيادى در زمينههاى مختلف گيلان و ساير نقاط كشور ما به عمل آورده در جزوهاى كه با نام « ورزشهاى باستانى در گيلان » تدوين كرد ؛ ضمن گفتگو از زورخانههاى رشت و لاهيجان از زورخانه به عنوان ورزشگاهى سخن مىگويد كه در آن تمرينهاى ورزشى همراه با تعليمات اخلاقى انجام مىشود .
زورخانههاى گيلان در شهرهاى رشت ، لاهيجان و فومن داير مىباشند .
زورخانههاى رشت
زورخانه در اين شهر به يقين سابقهاى بسيار طولانى دارد اما جز نوشتهء
ورزشكاران ورزشهاى باستانى رشت . محمد سلامتبخش و سروان شهيدى ( افسر شهربانى و قهرمان كشتى جودوى ايران ) در حين عمليات كبادهكشى .
رابينو در ساير مدارك و مآخذ مربوط به گيلان از زورخانه سخنى به ميان نيامده است . ناگزير به نقل اظهارات آقاى محمد سلامتبخش كه از پيشكسوتان مورد احترام اين ورزش مىباشند و همچنين آقاى حاج احمد خوشعقيده كه به شايستگى در پيشرفت ورزش كشتى تلاش ورزيدهاند بسنده مىشود :
از زورخانههاى رشت به صورت زير مىتوان ياد كرد :
1 - زورخانه بازار مسگرها :
اين زورخانه را ميرزا محمود فردوسى تأسيس نمود . روشنائى زورخانه مانند بيشتر زورخانههائى كه پيش از بهرهگيرى مردم از روشنائى برق تأسيس مىيافتند با نورى كه از چراغهاى نفتى مىتابيد تأمين مىشد و ميعادگاه ورزشكارانى بود كه پس از انجام كارهاى روزانه راهى زورخانه مىشدند .
2 - زورخانه بازار سرچشمه :
محل اين زورخانه وسيله يكى از علافّان اين شهر به نام حسين آقا علّاف تأسيس گرديد و تا مدّتى مديد مورد استفاده ورزشكاران قرار داشت .
3 - زورخانه شترخان :
شترخان يادآور دورانى است كه رشت از مراكز بزرگ دادوستد بود و كاروانهائى از شتران هرروز از شهرهاى دور و نزديك با بارهائى از كالاهاى مختلف وارد رشت مىشدند . قسمت زيادى از اين كالا از راه پيربازار به بندر انزلى مىرسيد و از آنجا با كشتيهاى بزرگ روسى از راه درياى خزر به باكو حمل مىشد و سپس به مقاصد مختلف ارسال مىگرديد .
محل تخليه كالاها ، چمنزار وسيعى بود كه باغشاه نام داشت و زورخانه شترخان را در محل باغشاه تأسيس كرده بودند .
4 - زورخانه خميران شريفيّه :
مؤسس اين زورخانه مردى به نام ميرشجاع بود . زورخانه مزبور گرچه گنجايش زيادى نداشت ولى ورزشكاران بسيارى در همان هواى نامساعد زورخانه به ورزش مشغول مىشدند .
5 - زورخانه و باشگاه ورزشى سلامتبخش :
اين زورخانه در سال