فصل بيستم ورزش در گيلان
ورزش در گيلان كنار زندگى مردم شكل گرفت و رشد كرد و چنين رشدى را بايد مديون ويژگيهاى اين منطقه دانست . اگر مردم به خاطر سير كردن شكم خود و يا سرگرمى در رودخانهها و مرداب و يا دريا قايق مىراندند و يا براى رساندن گلههاى خود به مراتع سرسبز و ييلاقها به كوهستانها مىرفتند و براى تهيه هيزم و شكار پرندگان پيش از سر زدن آفتاب راهى جنگل مىشدند ، همان كارهائى را مىكردند كه امروزه به شكل علمى و مقررات خاصى با نام قايقرانى ، كوهنوردى و غيره به منظور تقويت و بهداشت تن و روان انجام مىشود .
هنوز هم در شهرها و روستاها ميان كودكان بازيهائى مىبينيم كه هريك مىتوانند پايهگذار نوعى ورزش باشند مانند آبخور ، « 1 » مانتهبازى ، « 2 » شيرتوت « 3 » و بسيارى ديگر كه در هريك از شهرها و روستاهاى گيلان نام مخصوصى دارند .
پرارزشترين ورزشها از نظر مردان ورزش در زورخانهها و كشتى گيلهمردى بود .
زورخانه
زورخانه يادآور دورانى است كه مردم ما ناخواسته زير ستمهاى ناشى از سلطه اجانب بودند . براى مردان غيور و دلاور سرزمين ما كه به ننگ خو نكرده بودند تحمل چنين ستمى دشوار بود و بدينسبب در جستجوى راهى بودند كه
هامش
( 1 و 2 ) . گيلان در گذرگاه زمان ، ابراهيم فخرائى ، چاپ و انتشارات جاويدان ، تهران 1355 ، صفحهء 301 و 302 .
( 3 ) . همان كتاب ، صفحهء 308 .