تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب گيلان ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١

بهانه

اى عشق همه بهانه از توست * من خامشم اين ترانه از توست آن بانگ بلند صبحگاهى * وين زمزمهء شبانه از توست من انده خويش را ندانم * اين گريهء بىبهانه از توست اى آتش جان پاكبازان * در خرمن من زبانه از توست افسون شدهء تو را ، زبان نيست * ور هست همه فسانه از توست كشتى مرا چه بيم دريا ؟ * توفان ز تو و كرانه از توست گر باده دهى و گر نه ، غم نيست * كاين مستى شادمانه از توست من مىگذرم خموش و گمنام * آوازهء جاودانه از توست چون « سايه » مرا ز خاك برگير * كاينجا سرو آستانه از توست

احساس

بسترم ، * صدف خالى يك تنهائيست و تو چون مرواريد ، * گردن‌آويز كسان دگرى . . .
تهران 1331

آزار

دخترى خوابيده در مهتاب ، * چون گل نيلوفرى بر آب خواب مىبيند . * خواب مىبيند كه بيمار است دلدارش . وين سيه‌رؤيا ، شكيب از چشم بيمارش * باز مىچيند .
*
مىنشيند خسته‌دل در دامن مهتاب * چون شكسته بادبان زورقى بر آب . مىكند انديشه با خود : * - ( از چه كوشيدم به آزارش ؟ . . . ) وز پشيمانى سرشكى گرم * مىدرخشد در نگاه چشم بيدارش
*
روز ديگر ، باز چون دلداده مىماند به راه او * روى مىتابد ز ديدارش . مىگريزد از نگاه او ، * باز مىكوشد به آزارش .
رشت 1330

صبوحى

برداشت آسمان را * چون كاسه‌اى كبود و صبح سرخ را * لاجرعه سركشيد آنگاه * خورشيد در تمام وجودش طلوع كرد
1352

سعيدزاده - احمد

احمد سعيدزاده به سال 1315 شمسى در شهرستان صومعه‌سرا ديده به دنيا گشود . مجموعهء شعر « از باغ به باغ » در سال 1357 از او انتشار يافت و اشعارش در مطبوعات گيلان و تهران چاپ مىشود .

تكرار در خاطره‌هاى سبز

در نفس بادهاى آغاز ايستاده‌ام * فراروى آبيها . نگاه روز * در فرار راه عطر و بهار در افراز است . * و من به نظاره ، به فراز .
*
بر مخمل آبها و خاطره‌ها * ابرها مىگذرند سپيده در قفاى ستارگان * چهره مىتابد و جاشوان نور و رنگ * باز مىرسند زان سوى درياها و خوابها * تحفه مىآرند ؛ حرير دنياهاى ديگر را * و در بهار خاك و گل و سبزه * مىتابند و مىبارند .
*
بر گداز سحابها و توفانها * چكيده‌ام - باز رودرروى سلسله‌ها * و زادنها . روزها