آستان قدس ، نامگو 162 ، همانجا 309 ( 2 نسخه ) ؛ آستان قدس 4 / 162 ؛ مجلس 5249 فهرست نشده نوشتهء 7 ع 2 / 1067 ، همانجا ش فهرست نشده ، ش ( 2 ) 2368 نوشتهء 1067 ق ؛ فاضل ، فردوسى 106 ؛ قم ، مسجد اعظم 229 ؛ مرعشى - اشكورى 17 / 58 ش 6458 ؛ مشهد ، فاضليه 1 / 48 ؛ ملى ، تهران 1 / 292 ؛ نشريه 5 / 160 ش ( 2 ) 2368 مجلس .
سفينة النجات .
از محمد رضا فرزند محمد ، براى منوچهر خان معتمد الدوله گرجى ( د 1262 ق ) ، بنام فتح على شاه قاجار ( 1250 - 1264 ق ) نگاشته است . [ خاتمه ] ، در 2 « مطلب » و « تتمه » و « خاتمه » اى . در اخلاق دينى به وى با ترجمهء فارسى و تركى .
آغاز : حمد له . . . اما بعد ، فيقول . . . ابن محمد ، محمد رضا ، اى كنت اين ثمانية عشر سنة مشوق الى تأليف كتاب يشتمل فصول جامعة للزهد الموعظه و الترغيب .
سليمانى ، القاب 160 « معتمد الدوله » .
سپهسالار 5 / 112 .
سفينهء نوح .
از مولوى محمد نوح شاكر ، معروف به ابو على صابر مرحوم . از بخش « ميمن سنگه » بود و در « رنگپور » مىزيست . در پايان زندگى مغز او از كار بيفتاد و اين كتاب را در همان روزگار نگاشته است . انگليسى ، بنگالى و اردو هم مىدانست . چند سالى پيش در « رنگپور » در گذشته [ آغاز سدهء 13 ق ] . بايستى گفت : « گفتارى است التماسى پيش دولت » ، دربرگيرندهء پيشنهادهاى عجيب و غريب ( - بخش فلسفه عملى ) .
آغاز : هزلها جداست پيش عاقلان / هر جدى هزل است پيش هازلان .
نوشاهى ، ثلاثه 49 .
سقاية العطشان و مصابيح الظلام .
از محمد حسن دامغانى از سدهء 13 ، پيش از 1265 كه تاريخ نسخه است . در اصول دين .
ذريعه 21 / 112 « مصباح الظلام » ، در اصول دين .
گلپايگانى ، نامگو 1 / 411 ش 78 / 3 نوشته 1265 ق .
سلاح المؤمنين .
احمد حسينى ، در ديباجهء آن مىگويد كه كتاب ساختهء پدرش است ، كه او به خواهش گروهى ، آن را مرتب كرده ، و در 1 « مقدمه » و 2 « قسم » نهاده است . ( موضوع ؟ ؟ ) .
آغاز : الحمد للّه وحده و الصلاة و السلام على من لا نبى بعده .
نسخهها 2 / 958 ( 1 نسخه ) .
دانشگاه 15 / 4123 ش 5136 .
سلالهء مبروره فى تجويز الاسماء المشهوره .
از مولانا غلام محى الدين قصورى ( 1202 - 1270 ه / 1788 - 1853 م ) فرزند غلام مصطفى فرزند غلام مرتضى . براى زندگينامهاش نك . علماى پنجاب : 505 كه نام 12 كار او را برده و حديقه ، لاهورى : 138 كه نام 17 كار او را ياد كرد . و افزوده بر آنها آثارى كه در آن دو منبع نيامده است ، ازآنميان : رد وهابيان ( همين بخش ) و « عمدة التحرير » ( بخش عرفان ) .
در برخورد اهل حديث و وهابيان از يك