13 ق .
جبر و قدر .
- جبر و اختيار .
جذوات .
از محمد باقر ، ميرداماد ( د 1041 ق / 1631 م ) . ( - فلسفه 6 / 127 ) بيفزاييد :
گلپايگانى ، نامگو 1 - 210 ش 98 / 17 ، همانجا 216 / 9 .
جسم اصلى و جسم عرضى .
از محمد باقر فرزند محمد جعفر اصفهانى همدانى شيخى ( د .
1239 - 1319 ق ) « چون گفتگويى دربارهء جسم اصلى و عرضى انسان در ميان بود ، به خدمت سركار آقا - روحنا فداه - عرض مىشود و مسأله را به آنطورى كه از ايشان فهميدهام مىنويسم كه به عرض ايشان برسانم تا آنكه جرح و تعديل بفرمايند » در محرم 1271 به پايان رسيده .
آغاز : حمد له . صلات . لعنت . . . چونكه با يكى از صاحبان خود گفتگويى در خصوص جسم اصلى و جسم عرضى انسان اتفاق افتاد .
اعلام 1 / 290 : طبقات ( 1 ) 14 / 231 ؛ مشار ، مؤلفين 2 / 44 نمايه از 9 كار او ، كه اين در ميان آنها نيست ؛ فهرستواره 6 / 819 نمايه از 4 كار او .
حافظيان بابلى ، عبد العظيم 1 / 173 ش ( 4 ) 602 نوشتهء 1298 ق .
جلاء القلوب .
از ناشناسى كه خود را نگارندهء « توحيدنامه » و « توحيدخانه » ياد كرده است . ( - « توحيدنامه » ، « تحفه توحيدخانه » هف ) و در آن از آقا حسين ( رح ) يادى كند . به نام شاه سلطان حسين ( 1105 - 1135 ق ) ، در 1 « مقدمه » و چند « فصل » ، در رد فيلسوفان .
آغاز : الحمد . . . فاتى به نيت الامر . . .
ذريعه 5 / 125 ش 516 « جلاء القلوب » از محمد بركلى كه گويا جز اين است .
قم ، مسجد اعظم 206 .
جلوات ناصريه .
سپاهانى - بخش فلسفه ( 6 / 128 ) .
جنات العارفين فى اصول الدين .
ناشناخته . در مجموعهاى نوشتهء 1236 ق . اصول دين است استدلالى .
آغاز : حمد له بدانكه بر هر مسلم مكلف بالغ عاقل لازم و واجب است كه اصول دين و عقايد خود را به ادلهء قاطعه و براهين واضحه بداند .
قم ، دليل المخطوطات 157 نسخه امام جمعهء زنجان .
جنة الامان و جنة الايمان .
از سيف الدين على فرزند محمد جعفر شريعتمدار استرآبادى ( 1342 - 1315 ق ) . در فهرست دستنوشتهء نگارنده در 1302 ق كه در آن شمار كارهاى خود را در 72 بند برشمرده ( طبقات ) نام اين كارش آورده نشده است ، پس بايستى پس از آن تاريخ نگاشته شده باشد .
به خواهش برخى از خوبان ، در شناخت اصول اعتقادى ، و نكوهش ناروايى محرمات بر پايه آيتها و حديثها را در 1 « مقدمه » و 5 « باب » و 1 « خاتمه » نگاشته است : مقدمه در چند مسألهء لازم ، و بابها در اصول پنجگانهء دين ، خاتمه در حال مبدأ و مآل ، و برخى از اخلاق ناپسند كه در آن روزها در آن سرزمين شايع بوده است .
آغاز : الحمد لله الذى اصل اصول الدين و