شيخ علاء الدوله سمنانى » نوشتهء 949 ق .
بخشبندى نشده ، جز آنكه هر بند با واژهء « وقفيه » ( وقف ؟ ) پايان مىيابد . سلوك است و در هر بندى مبحثى را به ميان مىكشد . در نخستين بند از غزالى نقل مىكند : اگر در همهء عمر يك دعا مستجاب شود ، آن را در حق پادشاه كنم تا امنيت برقرار باشد ، دومين بند دربارهء خلوت و عزلت ، سومين در اوقات عزيز و آداب آنها كه متوليان در سال دوازده نوبت دعوت كنند ، در روز عيد ( نوروز ) دعوت عام كنند . چهارمين بند در ذكر جهر و خفى ، پنجمين سفارش به مريدان كه از سر صفا با همديگر صحبت دارند ، واپسين « وقفيه » دربارهء روضهاى است كه براى مسكن طالبان برپا كرده تا طالبان با فراغت در آن طلب علم كنند .
تا بدينجا نسخه منحصر است .
مشترك 3 / 1556 نام 19 كارش ؛ نسخهها ( 2 ) 1808 نمايهء 23 كارش ؛ نفيسى 1 / 148 ، همانجا 2 / 733 نمايهء 19 كارش ؛ پيشگفتار چ .
« چهل مجلس » او از نجيب مايل هروى ص 30 - 56 كه نمايه 47 + 2 كار او يا منسوب به او را آورده ؛ پيشگفتار چ : « خمخانهء وحدت » ( شرح احوال و آثار . . . او ) از عبد الرحيم حقيقت ، ص 48 - 57 نمايهء 31 + 21 كار او يا منسوب به او . در هيچيك از اين منابع نام اين گفتار نيامده است .
دايرة المعارف ( 5 ) 2243 عكسى .
ولايت :
رسالة فى معنى الولايه . شاه داعى شيرازى ( د 870 ق / 1465 م ) . ( - تأويل آيتى ، مشترك 1 / 15 ) . به نثر آميخته به نظم . دربارهء ولايت عامه و ولايت خاصه و وظايف ولى .
آغاز : الحمد لولى الحمد و الصلاة على نبيه . . . بيت :
نكته در ولايت از « داعى » * - بشنو اى در طلب شده ساعى
. مشترك 3 / 2110 ؛ اعلام 2 / 1044 شاه داعى ؛ نفيسى 1 / 311 كارهايش از آنميان « رسالهء ولايت » ؛ صفا 3 / 333 - 342 كه از اين گفتار نام نبرده ؛ پيشگفتار : چ « نسايم گلشن » از نذير رانجها 22 « رسالة فى الولاية » .
دايرة المعارف ، ش ( ؟ ) 977 و ش ( 62 ) 1164 عكسى .
گنج 2 / 855 .
ولايت شيخ صفى الدين اردبيلى :
ترجمهء مناقب شيخ صفى الدين . ن .
آغاز : فصل در آنچ از خبر نبوى عزم بر ظهور شيخ صفى الدين ق دلالت دارد .
تركيه ، مغنيسا 385 .
ولايت عامه و خاصه :
ولايت و نبوت :
مراتب ولايت . شاه نعمت الله ولى كرمانى ( د 834 ق / 1431 م ) . به نثر آميخته به نظم ، دربارهء ولايت عامه و خاصه ، نبوت تشريعى ، با سربندهاى « مرتبه » : مرتبهء يكم نبوت تشريعى منقطع شده و ولايت باقى است . . . نبوت عامه يعنى اخبار از معارف اسماء الهيه باقى است . . .
ولايت باطن نبوت است و غيرمنقطع . . . واپسين « مرتبه » نبوت دايرهاى است تامه .
و اين جز آن است كه در مجلد چهارم ( ص 37 - 41 ) چاپ نوربخش ، به نام « تحقيق در معنى ولايت » به چاپ رسيده است ، نيز جز « نبوت و ولايت » ( هف ) او مىباشد .
آغاز : الحمد لولى الحمد و السلام على