الانبيا . . . اما بعد ، مىگويد فقير رؤوف احمد متخلص به رأفت .
مشترك 3 / 1489 « رسالهء عرفانى » ، 1904 « مراتب الوصول » ، 1968 « مقامات طريقهء مجدديه : مراتب وصول » ؛ حديقة الاوليا ، سرور 137 « مراتب الوصول » ؛ ايوب قادرى 198 « مراتب الوصول » .
گنج ش 9118 كه در انجامه « مراتب الوصول » ناميده شده .
مقامات العارفين . باقى محمد شكارى فرزند محمد مشهور به شيخ فنايى بخارايى .
فرهنگستان ، نامگو 1 / 560 ؛ فرهنگستان ، نامگو ، فارسى 424 .
مقامات العارفين . شرح . . . ، از محمد تقى مشهدى فرزند محمد قاسم حسينى اسفراينى ،
خاكروبهء رضوى ( ديباچه ) سدهء 11 - 12 ق .
گزارشى است از داستان سلامان و ابسال ابن سينا ، ( - سلامان و ابسال 1 / 422 ) در نمط نهم « اشارت » ، در 10 « فصل » : 1 - داستان سالامان و ابسال ، 2 - اسامى زاهد و عابد ، 3 - غرض عارف و عابد و فرق آن ، 4 - ضرورت وجود نبى ، 5 - دلايل نبوت ، 6 - مراد عارف عرفان حق است ، 7 - مبدا حركت عارف ، 8 - عشق ، 9 - احوال عارف ، 10 - احكام عرفان .
آغاز : سبحان الذى انزل على قلوب عباده العارفين بروق . . .
سبحان من تحيّر فى ذاته سواه * فهم خرد به كنه كمالش نبرده راه .
نسخهها 2 / 1411 ؛ ذريعه 22 / 12 با لغزش در نام پدر .
آستان قدس ، نامگو 546 ؛ سپهسالار 5 / 638 .
مقامات العارفين . از قطب الملة و الدين معين الاسلام . . . الابهرى .
كه جز اثير الدين است .
گزارشى است از همان داستان سلامان و ابسال ( - بالا ) . در آغاز آن آمده : دوستى از ما پرسيد قصهء ابسال كه از برخى حكيمان پيشين منقول است اشكال افتاده ، و حكيم در نمط نهم اشارات گفته : ان سلامان مثل ضرب لك ، و حكيمان متأخر هريك تأويلى كرده و قصه به افسانه مىماند . بفرماييد اين قصه را مناسبتى به آن مقصود كه در مقامات العارفين اشارت رفته است ، مىتوان يافت ؟
آغاز : دوستى عزيز كه بر ما مهربان بود ، از ما سئوال كرد و گفت : كى ما را قصهء ابسال و سالامان كه بعضى حكما .
نسخهها 2 / 1411 .
دانشگاه 8 / 2740 .
مقامات العارفين . سيد كاظم رشتى - بخش فلسفه .
مقامات العارفين . مير سيد على همدانى .
فرهنگستان نامگو / 281 ، ( 517 ) همراه « مقامات الصوفيه » از همو در يك مجموعه .
مقامات العارفين ، شرح . . . متن همان داستان سلامان و ابسال ( - بالا ) .
گزارش به فارسى و عربى از دانشمندى سنى ، جز نگاشتهء ابهرى ( - بالا ) است . نسخه تاريخ چهارشنبه 23 رمضان 884 ق دارد كه گويا تاريخ نگارش است ( استاد دانشپژوه ) نخست پيشگفتارى است در چند « فصل » : فصل پيش از شروع در تقرير اين خيال ، سخنان ارباب حقيقت ، فصل شك نيست به