مولوى ، 199 بهاء الدين احمد ؛ مشار 3 / 3853 براى چاپهاى آن ؛ صفا 3 / 470 ، 1152 ، 1206 .
تبريز ، يونسى 3 / 1003 ؛ تبريز ، دانشگاه تسبيحى 33 ؛ تهران ، مينوى 64 ، 85 ؛ خوانسارى 2 / 106 ؛ سپهسالار 5 / 391 ؛ شيراز شاهچراغ 2 / 284 ؛ فيلم 1 / 152 ( 3 نسخه ) ، 459 ، 627 ، همانجا 3 / 215 ، 270 ، 272 ؛ مجلس ش 2852 فهرست نشده ، 4192 فهرست نشده ؛ ملك 6 / 23 ، 53 ؛ ملى 2 / 174 ؛ نشريه 2 / 120 ، همانجا 3 / 94 ، همانجا 4 / 331 ، همانجا 5 / 172 ، 241 .
آسياتيك سوسايتى ، چاپى 59 ( ش 717 ) ؛ ازبكستان ، تاشكند 3 / 206 ( 2 نسخه ) ؛ استانبول دانشگاه 432 ، 452 ، 674 ؛ اسعد افندى ش 614 ؛ تركيه ، استانبول ، منظوم 114 ؛ تركيه ، كتابخانهها 59 ، 316 - 317 ، 356 ( 2 نسخه ) ، 471 .
« ق »
* قابليت :
تحقيق در معنى . . . از صاين الدين على تركه اصفهانى خجندى ( شهيد 830 يا 835 ق / 1427 يا 1432 ) ( - مبدأ و معاد ) . در تحقيق معنى قابليت و استعداد آدميان ، كه از فضيل عياض پرسيدند كه بسى مردم به اعمال شاقه و نوافل مشغولند ، و برخى بدون آن رياضتها ، از آنان مىگذرند . و پاسخ او : كه از تفاوت استعداد است ، به نثر آميخته به نظم . در دو مورد برخى اين گفتار را از ديگرى دانستهاند كه درست نيست ( نسخهها ش ، 12288 12287 ) .
آغاز : بعد از سپاس بىحد و قياس پروردگارى كه بىرنگ آمادگى و قابليت هر چيزى را در كار .
نسخهها 2 / 1307 ( 4 نسخه ) ؛ مشترك 3 / 1774 ( 2 نسخه ) ؛ ذريعه 17 / 2 ؛ اعلام 2 / 1164 ؛ طبقات 9 / 89 ؛ صفا 4 / 491 ؛ نفيسى 2 / 779 « رساله در بيان معنى قابليت » ؛ دار الكتب 1 / 226 كه آن را از عزيز نسفى دانسته .
اشكورى 2 / 228 ، همانجا 12 / 234 « معنى قابليت » بىنام نگارنده ، همانجا 24 / 57 .
ريو 2 / 752 ؛ قاهره ، دار الكتب 1 / 226 ؛ گنج 2 / 752 ؛ مصر ، خديويه 2 / 534 ؛ نوشاهى موزه 251 .
* قادريه :
رسالهء . . . از بهاء الدين فرزند ابراهيم انصارى قادرى ( - رسالهء شطاريه كه شايد همان باشد ) .
فرهنگستان ، نامگو 1 / 274 ؛ فرهنگستان ، نامگو ، فارسى 207 .
* قاصم الجبارين .
كاشف دزفولى - بخش فلسفه
* قاطع اللذايذ .
از محمد خجسته اختر فرزند محمد مظفر فرزند اورنگ زيب [ ديباچه ] . كه بى گمان همان جهانشاه نگارندهء « سراج العاملين » ( هف ) است . در ديباچه از رسالهء « مغفرة الغفور » خود ياد مىكند ، كه پس از بيعت كردن از كارها رو برگرفته است . و اينكه روزگارى كه اختلاف مذهبهاى چهارگانه و شيعه و سنى به راه افتاده