فيلم 1 / 105 .
بلوشه ش 145 ، پاريس ش 114
. S . P .
* عشق . از محيى الدين قصورى
- الفاظ چند در عشق .
* عشق : رساله در . . . از شيخ نظام الدين ( انجامه ) ( - زير )
. آغاز : الحمد لله الذى هدانا و هو المحب الطريق و العشق . . . بدانكه از اين عشق در همه و در همه كس متمكن است .
مشترك 3 / 1694 .
نوشاهى ، موزه 239 .
* عشق . شاه نعمت الله كرمانى - حسن و عشق .
* عشق : رساله در . . . از محمد يوسف طالقانى
( ديباچه ) ، بيش از 1068 - 1092 ق كه تاريخ « سفينه » اى است كه اين در آن جاى دارد .
آغاز : ستايش و پرستش و حب و عشق از هر موجودى معبودى و معشوقى راست كه عشق و حسن بىمنتها .
نسخهها 2 / 1282 .
دانشگاه ، 9 / 838 .
* عشق : عشق و محبت . ن . هيجده شرط براى عشقى كه سالكان را لازم است .
به نثر و نظم ، حديثها و داستانها .
آغاز : حمد و سپاس بىقياس صانعى را سزاست كه شمع جمال خوبان دلربا را از نور حسن ساخت و برافروخت .
اشكورى 19 / 328 « عشق » ؛ سپهسالار 5 / 321 « عشق و محبت » .
* عشق . ن . در معنى عشق و محبت و مراتب آن ، با آيتها و گواه از سرودههاى صوفيان .
آغاز : الله لا إله الا هو ، درود بىحد بر آن ظهور كه شهود ذات و مقصود صفات است .
بايستى « عشقيهء » ناگورى باشد .
اشكورى 9 / 175 ، همانجا 11 / 60 .
* عشق . ن . آغاز : زهى معشوقى كه شب تار عاشقان بيدار را .
مجلس 2 / 369 « در تحقيق عشق و محبت » .
* عشق : فصل در . . ن . به نثر آميخته به نظم .
آغاز مىشود با ستايش از مقام طالب . بايستى بخشى از كار بزرگترى باشد .
آغاز : فصل در بيان طالب محبت و عشق .
بدانكه اى عزيز طلب چه دولتى است ، كه هر كس را از آن نصيب نيست ، و گدا و شاه را ميّسر شود .
مشترك 3 / 1695 ش 9093 .
گنج 2 / 732 .
* عشق : رساله در . . . . ن . به نثر روان آميخته به نظم
:
گه شرم كند فرشته از پاكى ما - * گه خنده زند ديو ز ناپاكى ما .
سرودههايى از سرايندگان شناخته شدهاى چون سعدى .
آغاز :
وقتى نشد از ديدن تو ديدهء ما سير - * الحق كه در اين شيوه چه ناديده گداييم .
چونكه خواست كه در صحراى ظهور بساط محبت گسترد و بگلشن جهان به صف عاشقى و معشوقى .
مشترك 3 / 1695 ش 9095 .
گنج 2 / 731 .