ترك اعتراض و دوام رضا . خاتمه در نصيحت طالبان .
آغاز : الحمد لله الذى رفع اعلام الشريعة بميامن بيان الائمه و زين سرابيل اهل الحق .
مشترك 3 / 1247 ( 3 نسخه ) با لغزشها ؛ نسخهها 2 / 1023 ( 5 نسخه ) ؛ ذريعه 9 / 251 « ديوان حسين خوارزمى » ؛ حبيب السير 3 / 144 ؛ كشف الظنون 2 / 1587 ؛ طرايق الحقايق 2 / 29 ، 30 .
مجلس 10 / 864 ؛ آغاز : برابر نمونه ؛ ملك 5 / 37 ش 487 .
آلمان دويشلند 13 آغاز برابر نمونه ، 18 ؛ ازبكستان ، تاشكند 3 / 293 ، قاهره ، دار الكتب 1 / 230 ؛ كتابخانهها ، تسبيحى 1 / 115 ؛ گنج 2 / 551 - 552 با لغزش .
* ارشاد المريدين . از سيد چراغ گيلانى قادرى ،
كه روزگارش به دست نيامد ، « براى سالكان قادريه » . با سربندهاى « فصل » بىشماره :
فصل در بيان طريق ، فصل در عالم ناسوت ، فصل در ذكر كلمهء نفى و اثبات ، فصل شغلهاى محموده ، شغلهاى نصيرا ، و سربندهاى كوچكتر « اى يار » ، سپس سؤال و جواب در طريقهء بيعت و جز آن .
آغاز : هو الموجود ما فى الوجود الا العين الواحدة ، هى عين . . . ( ص 4 ) . اين احقر الناس گرفتار وسواسهء خناس فقير حقير سيد چراغ گيلانى .
مشترك 3 / 1247 .
* ارشاد المريدين . از شاه محمد رضا
شطار لاهورى قادرى ، كه ياد او در « آداب مريدى » گذشت . سخنان و مقامات و اوراد پيران گروه قادريان است ، با سربندهاى « باب » . آغاز افتاده .
آغاز باب 11 : در بيان احوال و كيفيت ننگر هارى ، هائيت ( هيأت ) پير و مريدى .
مشترك 3 / 1248 .
* ارشاد المريدين . از آخوند در ويزه
ننگر هارى كه ياد او در « ارشاد الطالبين » گذشت .
نام كتاب و نگارنده و مرادش شيخ على ترمذى ( د 991 ق / 1783 م ) در ديباچه آمده است . در 1 « مقدمه » و چند « نكته » و 1 « خاتمه » .
مقدمه در بيان استفاضهء مريدان سابقين و پيران متقدمين كه چه بوده است . نكتهء 1 - چگونگى حصول اين معنى ، 2 - در بعضى فوايد اين معنى ، انسان كامل محمد است ، 3 - در اطلاق نام صوفى و شيخ و پير و درويش و مريد از كجاست ، 4 - در رسيدن به مرتبهء پيرى و شرايط آن ، 5 - در بيان ايمان ، 6 - در بعضى اذكار متداوله ، 7 - نماز كه معراج مؤمن است . خاتمه بدان اى فرزند كه طريقهء پيرى و مريدى را شرايط و اركان معهوده است .
دست كم دوبار چاپ شده است : لاهور ، 1283 ق ؛ همانجا ، 1314 / 1896 م .
عبد الكريم فرزند نگارنده ، در پايان مىافزايد :
نگارندهء كتاب به علت شغل باطنى ، به مطالعهء مجدد تأليف خود نمىپرداخت ، و من عبد الكريم يكى از فرزندان ايشان ، مىخواهد كه تمام رسايل را به صحت رساند ، و اين رسالهء هفتم است كه به صحت رساندهام . ( - علماى هند 598 كه اين موضوع را روشنتر مىكند ) .