تصفيهء دل ، خواطر كه چهار است : رحمانى ، ملكى ، شيطانى ، نفسانى .
آغاز : بدان اسعدك الله بروح منه . سبحانك و تهيك الله فى قدرته . . . طالب طريق حق ، مقصود از خلقت آدم و عالم معرفت حق است .
مشترك 3 / 1503
گنج 2 / 695 .
* رسالهء عرفانى : رموز . ن . نثر آميخته به نظم ، با گزارش « كنت كنزا مخفيا » آغاز مىشود ،
در وحدت وجود و سربندهاى « رموز ديگر » . در آن آمده :
گويند خدا بود و دگر هيچ نبود - * گر هيچ نبود ، خدا بود كجا .
آغاز : الحمد لله الذى جعل السماوات و الارض فى الوجود ، و الادم فى البر و البحر .
مشترك 3 / 1503 .
گنج 2 / 694 .
* رسالهء عرفانى : سير . ن . كه در پايان به نام « سير » آمده است .
با سربندهاى « اى عزيز » .
آغاز : حمد له . . . اعلم ان الوصول الى الله على ثلاثة انواع . . . اى عزيز طالب را بايد كه از صفات خود فانى شود .
مشترك 3 / 1504 .
* رسالهء عرفانى . ن . نثر آميخته به نظم از خود نگارنده :
نخست اقسام علوم را گفته ، سپس به اهل طريقت و حقيقت و اصحاب شريعت و آنگاه به وضو ، نماز ، قبله ، كعبه . . . پرداخته با تأويلهاى صوفيانه .
آغاز : بعد از حمد و ثناى بارىتعالى ، و پس از درود حضرت رسالت .
مشترك 3 / 1504 .
نوشاهى ، انجمن 43 .
* رسالهء عرفانى . ن . در وحدت وجود و ديگر مسايل عرفانى ، به نثر آميخته به نظم ،
با نقل از پيران ، كه تازهترين آنان جامى ( د 898 ق / 1492 م ) است . با تأويل آيت
« فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ »
آغاز مىشود .
آغاز : قال الله تعالى
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ ،
معنى اين تحت اللفظى چنان است . . . دريغا ظاهرپرستان از اين ، عورات ظاهرى فهميدهاند .
مشترك 3 / 1504 .
گنج 2 / 692 .
* رسالهء عرفانى . ن . سيروسلوك است به نثرى بسيار خوب آميخته به نظم ،
سرودههاى اردو نيز دارد ، با سربندهاى « اى درويش » و « حكايت » ، بىديباچه ، با حكايت هارون الرشيد آغاز مىشود كه به ميهمانان گفت هركس هرچه دلخواهش است ببرد همه بردند جز يك زن .
آغاز : حكايت هارون الرشيد روزى ندا فرمود كه امروز نزدم بار عام است .
مشترك 3 / 1504 .
گنج 2 / 699 .
* رسالهء عرفانى . ن . نثر و بىنظم ، بخشبندى نشده ، ولى دو بخش دارد : معارف و مسايل
نظرى ، سلوك . از مراتب موجودات آغاز مىشود ، كه بالاترين مراتب ذات هستى محض است . متين و پرمايه .
آغاز : بدانكه ذات من حيث هى ذات ، هستى محض است ، و آن را نه به اعتبار تعيّن و نه به اعتبار لا تعيّن غيب هويت مىگويند .