الكمال » ( هف ) و جز آن باشد . « تذكرهء قادريه :
196 » دو كار براى او ياد كرده است : « رمز العشق » مثنوى عرفانى به اردو ، ديگرى « صفاء المرآت » ( هف ) .
مشترك 3 / 1494 ( 1 نسخه ) .
بشير حسين ، شيرانى 2 / 219 .
* رسالهء عرفانى . از ميان غلام مرتضى فرزند ميان صابر شاه
فرزند ميان رحمت الله شاه قادرى ، ( د 1244 ق / 4 - 1825 م ) . در مسايل عرفانى از عشق حقيقى و مجازى ، وحدت وجود ، بر پايهء حديثها و سرودههاى مولوى ، جامى ، حافظ و جز آنان . با تمثيلها .
آغاز :
در احد گم شو تا باشى احد - * گر بدانى سر الله الصمد .
طالبان اسرار و رهروان را به اجبار مژده .
مشترك ، 3 / 1494 ( 2 نسخه ) .
نوشاهى ، كتابشناسى 3 / 49 .
* رسالهء عرفانى . از شاه محمد غوث پيشاورى لاهورى قادرى
( د 1155 يا 1152 ق / 1742 يا 1739 ) ( - اسرار الطريقه ) . در ديباچه گويد « در خاطر گذشت كه بعضى مقدمات سلوك و حقايق را » بنگارم . در ديباچه « شرح قصيدهء خمريه » ( هف ) . خود از دو رسالهء خود كه به فارسى در تصوف نگاشته است ، بىنام ويژهاى ياد مىكند ، شايد يكى از آن دو همين باشد .
با سربندهاى « فصل » : فصل در بيان اعمال شريعت ، فصل در نماز تهجد ، فصل در بيان طريقت ، فصل در بيان مراقبات ، فصل در بيان مراتب وجود و ظهور . . .
آغاز : حمد بىحد و ثناى بىعد ، حضرت واجب الوجود را كه فايض جود و وجود . . . اما بعد ، مىگويد . . . محمّد غوث .
مشترك 3 / 1494 ( 1 نسخه ) .
گنج 2 / 632 ، 684 .
* رسالهء عرفانى . گويا از فضولى بغدادى
( د 963 ق / 1556 م ) ( - صحت . مرض ) . به نثر آميخته به نظم ، با سرآغاز تركى كه نام « فضولى » در آن آمده . در آن از « مجالس العشاق » نامور ، نام برده شده است .
آغاز : سرودهء فضولى :
قد انار العشق للعشاق منهاج الهدى - * سالك راه حقيقت عشقه ايلراقتدا .
اعلام 2 / 1793 ؛ مشار ، مؤلفين 5 / 508 .
ايوانف 1251 .
* رسالهء عرفانى . از محمد فرزند محمد مشهور به فقير ،
به نام ناصر الدين شاه ( 1264 - 1313 ق 1848 - 1895 م ) و امين السلطان ، در ديباچه سرگذشت خود را آورده و از سفر هند و كتاب ديگر خود به نام « منهاج السالكين » ياد كرده است .
آغاز : الحمد لله المنفرد الذى اخرج الحروف العاليات اللاهوتيه . . . اما بعد ، چنين گويد به زبان شكستگى و انكسار تراب اقدام .
نسخهها 2 / 1165 .
ملك 2 / 153 ش 4215 .
* رسالهء عرفانى . معين الدين على ، قاسم انوار
( 757 - 837 ق 1356 - 1434 م ) . يكى نيستند .
1 - يكى كه در « سنهء تسع و سبعين و سبعمايه در شهر هرات در خانقاه جديدى ، در جوار مولانا ظهير الدين خلوتى » نگاشته .
آغاز : سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا . . .