معيد را كه مبدا و معاد سالكان معرفت مولا .
نسخهها 2 / 1068 .
اشكورى 19 / 357 ؛ مرعشى 28 / 146 ش 11096 نام نگارنده در فهرست مير شريف شيرازى آمده ؛ قم ، مسجد اعظم 52 ؛ نشريه 4 / 663 .
استانبول ، دانشگاه 118 منسوب به « سيد شريف » كه در اين انتساب مأخذى به دست نيامده .
موزهء بريتانيا 7915
or
.
* بيت المعمور .
محمد اشرف فرزند پير محمد فرزند حافظ مشهدى - دعا و وردهاست .
ذريعه 3 / 185 دو كتاب ديگر بدين نام .
يزد ، شيروانى 2 / 528 .
* بيزاريه .
الله بخش فرزند سيد صدر الدين بهگرى ( نه سكرى ) . نام پدرش در ديباچهء نسخه كه من ديدم ( گنج ش 4230 ) صدر الدين و در انجامه جلال الدين آمده . از روزگار جهانگير ( 1014 - 1037 ق / 1605 - 1628 م ) در 125 ( 1025 / 1616 ) . در ديباچه مىگويد كه بر زبان جهانگير گذشته :
بيزارم از آن كهنه خدايى كه تو دارى - * هر لحظه مرا تازه خداى دگر است .
و من هم در اين زمينه از گفتهء بزرگان و واردات خود مشترك رسالهاى نگاشتم و « بيزاريه » ناميدم .
سرايندهء اين بيت در اته ( 13 / 714 ) مولوى بلخى و در پاكستان و هند ( 4 / 37 ) از قاضى شهاب الدين دانسته شده است .
و از اين گونه است : « عيار الايمان » ( هف ) و رسالهء ناشناختهء اته 13 / 714 كه به نام « رساله در شرح بيت مولوى رومى » آمده است .
آغاز : لا إله الا الله ، محمد رسول الله .
مىگويد العبد . . . الله بخش بن صدر الدين بهگرى . باعث اين رساله آنكه چنان استماع افتاد .
مشترك 3 / 1326 .
دايرة المعارف ، ش ( 5 ) 1095 عكسى 2 ، نوشتهء 1169 ق .
گنج 2 / 573 .
* بيعت : اقسام . . . ن . دربارهء بيعت و اقسام پنجگانهء آن .
آغاز : حمد له . بدانكه اسعدك الله تعالى فى الدارين . مخفى نماند كه اقسام بيعت از پنج انواع بيرون نيست : اول بيعت اسلام ، دوم بيعت هجرت و جهاد ، سوم بيعت توفيق . . . پنجم بيعت تمسك .
مشترك 3 / 1326 .
* بيعتنامه .
شاه نعمت الله ولى كرمانى .
( 731 - 834 ق / 1331 - 1431 م ) .
نسخهها 2 / 1068 .
سنا ش 2 / 149 ، نشريه 6 / 455 .
* بينه .
از احمد فرزند محمد رضا ، به سال 1240 ق ، در 5 « مقاله » : 1 - در اخلاق ، 2 - اقوال عارفان و فرزانگان ، 3 - اصل و نسب خليفگان سهگانه ، 4 - كفر و فسق خليفگان ، نامهء دانشمندان فرارود به مشهد ، 5 - مبداء و معاد ، وحدت وجود . در ديباچه گويد اين سال ( 1240 ق ) ، در جنگ ايران و روس چهل هزار مسلمان از هشت هزار كافر شكست خورده . . .
آغاز : الحمد لله . . . اما بعد ، معروض مىدارد اين بندهء شرمنده .