1278 ق بدان آغاز و در تبريز 1323 ق ، 314 ص چاپ شده است . و از هموست « بحر الجواهر » .
( ذريعه 3 / 33 ) .
ذريعه 24 / 240 ؛ اعلام 2 / 1613 .
* نفايس الكنوز .
از نصير الدين شيخ محمد فرزند عبد الرحمان فرزند احمد قادرى شامى واعظ پيش از 1016 ق كه تاريخ نسخه است . و گمان مىرود همين تاريخ نگارش باشد .
چند دانشى است .
فرهنگستان ، نامگو 592 ؛ فرهنگستان ، نامگو ، فارسى 453 .
* نفحات لاهوتيه .
از محمد زمان فرزند كلب على ، ازغدى كلاتى ساقى خراسانى ( د 1286 ق ) ، در 1 « مقدمه » و 14 « نفحه » و 1 « خاتمه » ، در اخلاق : نفحهء 1 - در توبه و رياضت .
در ذيحجهء 1235 ق به انجام رسيده است .
و از هموست : مصباح الارواح .
ذريعه 24 / 251 ش 1298 ؛ اعلام 2 / 925 محمد زمان ، 949 ساقى خراسانى ؛ طبقات 13 / 584 ؛ فرهنگ سخنوران 1 / 428 ساقى خراسانى .
* نفحة القدسيه لا يقاظ البريه -
منظومهها .
* نقش جديد .
هروى - انوار حكمت .
* نقل مجلس .
ميبدى - بخش منظومهها .
* نكات و سخنان ملا فيروز .
ملا فيروز ( پسر كاوس ؟ ) داراى : 1 - پاسخ به خوره و هيچيك ، 2 - پند و اندرز به ناواجت ؟ ، 3 - سخاوت و خيرخواهى و خيرانديشى ، 4 - دربارهء نماز ، 5 - دربارهء صداقت و راستگويى ، 6 - دارون يشت « اوستا » در خصوصيات گجراتى .
بريلوى ، دهابهار 36 ش 52 .
* نكاحيه .
كاسانى - اسرار النكاح .
* نكت الاخوان .
خواجه محمد چشتى احمدآبادى گجراتى ( - آداب الطالبين ) . گفتارى دربرگيرنده سخنان پندآميز اخلاقى صوفيانه .
آغاز : الحمد لله . . . اما بعد ، فيقول العبد الفقير الى رحمة الله .
ايوانف ش ( 37 ) 1265 در مجموعه 44 گفتار از همو .
* نكوهش مشروطيّت .
ناشناسى كه نگران از نام بردن خود بوده ، ميان سالهاى 26 - 1327 ق ، در نكوهش مشروطيت ، در 12 « فصل » نگاشته است : 1 - اثبات وجود سلطان عادل ، 2 - در ضرورت تحكيم پايههاى سلطنت و پادشاهى ، 3 - انتقاد از علماى موافق مشروطيت ، 4 - دربارهء آيت
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
كه به نظر او مخصوص امور اين جهانى است ، 5 - روزى را خداوند تقدير كرده ، و ضامن آن « فقه » اسلامى است و نيازى به « قوانين موضوعه » نيست ، 6 - منافات ميان آيين اسلام و قانون اساسى ( از اين فصل برمىآيد كه اين كتاب در آستانهء به توپ بستن مجلس بدست محمد على شاه نگاشته شده ) ، 7 - انكار مدارس نوين و فراگرفتن دانشهاى فرنگى ، 8 - باز هم انتقاد از علما در برخوردشان با مشروطيت ، 9 - جدا ساختن شاه از سازمانهاى ادارى و گناه نابسامانىها را به گردن مأموران انداختن ، 10 - مردم فقير هيچگاه ثروتى نداشته كه دولتيان خورده باشند ، 11 - انتقاد از علما كه پرداخت ماليات را مجاز نمىدارند ، 12 - بابيان و فرصت طلبان مسؤول ناهنجارىهايند .