هجرت رسول خدا / هشتصد و شصت و هفت اى دانا .
آغاز : حمد پروردگار حىّ خبير / خالق و رازق على كبير . . . ابتدا مىكنم به نام خدا / تا كنم نظم درّ شاه رضا .
ذريعه 9 / 602 « ديوان صدر الدين دزفولى » و نام چند كارش ، همانجا 19 / 324 « مثنوى نظم المعالى » و نشانى 2 نسخهء آن در مجلس ( ش 2695 ، 2696 ) ؛ همانجا 24 / 230 نامش .
تهران ، نوربخش 1 / 104 كه تخلص او را صدر آورده .
* نظم اللآلى .
از قوام الدين محمد ، سيفى قزوينى ( د 1150 ق ) فرزند محمد مهدى .
دانشمند ، سراينده و رياضىدان . گزارش چهل حديث منظوم است ، هريك را در يك رباعى ، كه در محرم 1102 ق ، به نام آقا محمد بيگ جبادار باشى پيشكش كرده است .
آغاز : حمد له . . . و بعد ، بر صيرفيان عالم امكان و جوهريان كشور كن فكان ، كه نقد هر جنس را به محك امتحان سنجيده .
اعلام 3 / 1867 قوام ؛ طبقات 12 / 603 نمايهاى بلند از كارهايش كه اين در ميان آنها نيست .
اشكورى - مرعشى 24 / 234 .
* نغمهء الهى .
الهى قمشهى - بخش منظومهها .
* نغمهء بيدل و گل خورشيد .
از محمد باقر آگه مدراسى ( 1158 - 1220 ق / 1745 - 1805 م ) .
نثر ادبى عرفانى اخلاقى است و داستانهاى كوتاه ، به سال 1205 ق . با سرودههايى و تخلص آگه ساخته است .
آغاز : زبان عجز ترجمان محمدت بارگاه احديث چهسان انديشد كه در توصيف متقرّبان صمديتش .
مشترك 4 / 2211 « احسن التبيين فى آداب المتعلمين » از همو ، همانجا 8 / 1205 « ديوان آگه » ، همانجا 9 / 1972 « ديوان . . . » ؛ ذريعه 9 / 993 « ديوان محمد باقر » ؛ فرهنگ سخنوران 1 / 12 « آگاه مدارسى » .
قم ، معصومه 2 / 375 .
* نفايس الانفاس .
از محمد قاسم معروف به ميرزا صاحب فرزند شيخ عبد القادر صبغت الهى معروف به مير ميران صاحب ، در دكن ، به سال 1180 ق 6 - 1767 م در 12 « باب » نگاشته است :
1 - مدح اهل توحيد و قدح اهل تقليد ، 2 - در بوتهء توبه گداختن ، 3 - اعتصام به حبل متين دين ، 4 - ستايش تواضع و نكوهش ترفع ، 5 - دنيا و عقبى ، 6 - شكر و توكل و تسليم و تحمل ، 7 - انخلاع از نفس خداع ، 8 - تقرب به نيكى و نيكان و نفرت از بدى و بدان ، 9 - عبرت از دنيا ، 10 - احوال موت ، 12 - سوداى عشق .
آغاز : شناس سپاس و سپاس شناس من عام حضرت من عام از اقياس قياس .
مشترك 4 / 2488 ؛ پاكستان و هند ( 1 ) 3 / 110 ، همانجا 160 « نفايس الانفاس » كه كتاب ديگرى است .
نوشاهى ، موزه 319 .
* نفايس الجواهر .
از محمد على فقيه تبريزى ( د پس از 1278 ق ) فرزند محمد فرزند ابراهيم ، در مواعظ و اخلاق و احكام شيعى . كه در