تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
« نهج البلاغه » . با سربندهاى : حكمت ، پند . آغاز : بعد الحمد و الصلاة ، آنكه يكى از بزرگان كبار و علماى بىهمتاى . نسخه‌ها ( 2 ) 2 / 1693 . الهيات 1 / 421 .

* منتخب راه صواب .

فيض - شرايط الايمان .

* منتخب رسائل اخوان الصفا -

مجمل الحكمه ، بخش فلسفه .

* منتخب الروضه .

از عبد الكريم گيلانى ، همان 3 / 1798 . بيفزاييد : در 1 « مقدمه » و 22 « فصل » و 1 « خاتمه » . فصل 1 و 2 - فضايل پيامبر و حضرت فاطمه ، 3 تا 6 - دربارهء حضرت على ، 7 - حضرت مجتبى ، 8 تا 20 - رويداد كربلا ، 21 و 22 حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا . آستان قدس 14 / 538 ش 17615 .

* منتخب كيمياى سعادت .

كاشانى - چهار عنوان .

* منتخب المواعظ .

از حسن على فرزند محمد فرزند محمد ، 60 « مجلس » است براى منبريان ، از اعتقادات و مواعظ ، كه در شنبه 12 ج 1 / 1317 ق ، در تهران به آن آغاز كرده است . آغاز : الحمد لله المتفرد فى وحدانيته و الواحد فى فردانيه و العالى فى صفاته . مرعشى - اشكورى 14 / 49 ش 5254 .

* منتخب نجات‌نامه -

خردنامه .

* منتخب نهج البلاغه ،

ترجمه از ميرزا محمود فرزند محمد تقى مشهدى ، به روزگار اورنگ زيب ( 1068 - 1118 ق ) ، در 1172 ق . [ چنين ] . آغاز متن : ما اعظم اللهم ما نرى من خلقك و ما اصغر عظيمه . آغاز : بهترين كلامى كه به شادابى در كلماتش تيغ زبان را آبگيرى توان نمود . ذريعه 22 / 442 ش 7804 نسخه از آستان قدس .

* منحة الابرار ،

كاشانى - تحفة الابرار .

* منشور الوصية و دستور الحكومة :

دستور الحكومت : وصيت‌نامه . از ميان نور محمد كلهورا ، پادشاه سند ، كه احمد شاه درانى به سال 1166 ق / 1753 م به سرزمين او يورش برد و او ناگزير به چيلمير گريخت و در همانجا درگذشت . وصيت‌نامهء اوست در 33 بند به فرزندان و نوادگان خود ، كه در 1163 ق / 1750 م در كشوردارى نگاشته است . در 1964 م به كوشش شادروان پير حسام الدين راشدى ، در 27 ص چاپ شده است . آغاز : حمد و ثنا مر خالقى را كه رب الارض و السماوات است ، و صلوات و سلام . . . پس از آن بر احباى اصدقا ، معلوم باشد . مشترك 4 / 2468 ( 3 نسخه ) ؛ پاكستان مين فارسى 3 / 641 نور محمد ، 649 ، 815 « منشور . . . » ؛ تحفة الكرام ، قانع تتوى 435 نور محمد .

* منطق الحمار .

از محمد حسن خان اعتماد السلطنه ( 1259 - 1313 ق ) . از آن ميان در « روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه » از آن نام آورده است . متن ناشناخته از منابع فرانسوى است ، در 19 « فصل » ، پند و اندرز است از زبان خران . كه مىگويد : كه از انتقادات اين جانور باربر پندها