فى سبيل الله ، اذ يقولون سبحانه .
مشترك 4 / 2317 . نسخهاى از سدهء 13 ق .
* خلاصة الگنج :
گنج الگنج . ناشناسى پيش از 1092 ق . كه تاريخ نسخه است . در ديباچه مىگويد : پس از مطالعهء « گنج الگنج » پارهاى حكايتهاى پندآميز ، و مقالات موعظهانگيز . . .
نگاشته « خلاصة الگنج » ناميدم . پندها است از فرزانگان باستان و اسلامى و حكايتهاى كوتاه ، بخشبندى نشده ، آميخته به نظم : بوذرجمهر ، سقراط ، بو على ، ارسطو ، نوشيروان . . . .
آغاز : چون پيوسته خاطر فاتر اين نيازمند در گاه الهىخواهان و طالب نكات حكمتآموز .
مشترك 4 / 2317 .
گنجبخش ش 8848 .
* خلاصهء مسايل الاموات .
از محمد جان تاشكندى ، پيش از 1166 ق كه تاريخ نسخهء گنجبخش 7320 است . فقه است و آداب . با سربندهاى « فصل » بىشماره ، و در ميانه « مسأله » هايى : فصل آداب عيادت مريض ، فصل وصيت ، فصل در غسل ، فصل در كفن ، در جنازه ، دفن ، شهيد ، نوحه ، تعزيت گفتن ، فرستادن طعام به خانوادهء مرده ، زيارت قبور . . . .
آغاز : الحمد لله الذى يحيى و يميت ، و هو حى لا يموت . . . اما بعد ، فهذه رساله مسمى به خلاصة مسايل الاموات . . . تاليف محمد جان تاشكندى .
مشترك 4 / 2318 ( 2 نسخه ) .
گنج 4 / 2228 .
* خلاصة المعرفت .
ن . پند و اندرزهايى است صوفيانه ، كوتاه ، بخشبندى نشده : به غير حق اعتماد مكن تا پشيمان نشوى ، از حق غافل مباش تا شيطان بر تو راه نيابد ، به هيچچيز مغرور مشو تا خوار نگردى ، دل از حرص خالى كن تا راحتى يا بى . . . .
آغاز : حمد بىعد و ثناى بىحد مر آفريدگارى را كه سينهء عارفان . . . بدان اى عزيز وفقك الله بما يحب و يرضى ، كه اين سخنى چند از اهل حكمت و معرفت جمع كرده شد و خلاصة المعرفت نام نهاد .
مشترك 4 / 2318 .
دايرة المعارف ش ( 14 ) 322 عكسى .
گنج 2 / 915 ش 1133 نسخه نوشتهء 1314 ق .
* خلافتنامهء الهى :
خلافتنامه . از خواجه نصير الدين طوسى [ دولتشاه ] . و نبايد چنين باشد . در آن از « شروق الانوار » ( هف ) خود ، و نيز از اتابك مظفر الدين ابو بكر بن سعد بن زنگى ( 623 - 658 ) ياد كرده است .
در 2 « مقدمه » و 2 « مقاله » و 1 « خاتمه » ( ديباچه ) . بخشبندى در متن چنين نيست ، و پس از مقالت يكم « فصل » هايى است بىشماره :
مقدمهء 1 - در آنكه مردم بىهمديگر زندگى نتوانند كرد و بيان حاجت به سروران ، 2 - سرورى چندگونه باشد ؟ . مقالهء 1 - در معنى پادشاه و سياست او . [ فصل 1 ] در عدل ميان خود و قوتهاى خود [ فصل 2 ] در عدل ميان خود و حقتعالى [ فصل 3 ] در عدل ميان خود و خلق ، در بيان سيرت نائبان پادشاه ، سوم رعايت جانب پادشاه .
آغاز : سپاس و ستايش بىحد و عد حضرتى