250 « كتاب پندنامه المعروف به صد پند » آغاز برابر ؛ فرهنگستان ، تفصيلى 2 / 173 .
* پندنامه :
نصايح الملوك . سعدى - كليات سعدى .
* پندنامه .
حامد محمد شمس الدين سادس اوچى گيلانى ، متخلص به سيد . ( - بازنامه ، بخش طبيعى ) . پند و اندرزها و عقايد است ، كه براى فرزند خود نگاشته است . بايد ديد با « مواعظ الحسنى » ى او چه جدايىهايى دارد .
آغاز : الحمد لله الذى جعل صدور المؤمنين بنور النصايح . . . اما بعد ، مىگويد . . . . حامد محمد شمس الدين ، آنچه نصايح از جد امجد . . .
مشترك 4 / 2257 .
اوچ ، غلام سرور 196 .
* پندنامه .
از شاه سليم .
نسخهها ( 2 ) 2 / 1553 .
نشريه 2 / 71 .
* پندنامه .
از حميد الله شاهآبادى ، كه « بىبوج نامه » را در 1235 ق نگاشته بود ( نسخهها 5 / 3538 ) . گفتارى است به نظم و نثر در پند به فرزند خود در گرفتن عاملى و كاردارى .
آغاز : كى به امداد مداد و دستگيرىهاى دست - خامهء حمد و نعت احمد را تواند نقش بست .
نسخهها ( 2 ) 2 / 1553 .
آستان قدس 7 / 272 .
* پندنامه .
طالب اوف - پندنامهء مارلولوس .
* پندنامه :
نصيحتنامه . خواجه نصير الدين طوسى ، محمد ( د 672 ق / 1273 م ) . كه براى اباقا خان مغول نوشته و در مجلس او با آواز بلند خوانده ، او را پند و اندرز داده به پذيرفتن سلطنت تشويق كرده است ، در آغاز آن آمده : امسال از حكم نجوم سالى پريشان است و كارهاى بيمناك در پيش و ياغيان از جوانب منتظر و مترصد . . .
وقت آسايش نيست .
آغاز : در پندنامهء خواجه . . . مىفرمايد كه :
خود را بشناس و خداى خود را بشناس .
اعلام 2 / 1242 طوسى ؛ طبقات 7 / 168 ؛ مشار ، مؤلفين 5 / 730 براى كارهاى چاپيش ؛ صفا 3 / 1205 « نصيحتنامه » ؛ مدرس رضوى ، احوال و آثار 56 - 57 « رسالهء نصايح » ، 557 « نصيحتنامه » .
رهآورد ، پزشكى 109 « پندنامه » آغاز از اينجاست ، 417 « پندنامه » .
* پندنامه .
از همان خواجهء طوسى - دستور الوزارة .
* پندنامه .
خواجه عبد الله انصارى - نصيحتنامه .
* پندنامه .
فريد الدين عطار نيشابورى - بخش منظومهها .
* پندنامه .
از احمد غزالى طوسى ، برادر كهتر حجة الاسلام ، ( د 517 ق / ) . ( رسالهء الطير و جز آن ) . پندنامهاى است از او كه براى شاهى نوشته ، و در 1311 خ ، 46 ص چاپ شده است .
آغاز : اين وصيتى است كه خواجه احمد . . .
غزالى ، يكى از دوستان خاصه فرموده . . . حمد له .
صلات . . .
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
و بعد ، خلق را از براى بندگى آوردهاند ، نه براى دنياپرستى .
نسخهها ( 2 ) 2 / 1553 « پندنامهء غزالى » ؛