( 1056 ) از اين بىبضاعت التماس نموده كه .
نسخهها 2 / 812 ( 3 نسخه ) ؛ ذريعه 13 / 381 « شرح الفصوص » ، همانجا 14 / 107 - 108 « شرح الفصوص » به تفصيل ، همانجا 16 / 235 « فصوص الحكم » ؛ اعلام 1 / 371 ؛ طبقات 11 / 95 ؛ كشف الظنون 2 / 1265 « الفصوص » ؛ مشار ، مؤلفين 5 / 291 فارابى ؛ ريحانه 3 / 168 .
آستان قدس 4 / 188 ؛ همانجا ، نامگو 349 ( 2 نسخه ) ؛ الهيات ، تهران 1 / 85 ؛ چند نسخهء خطى 1 / 115 ؛ دايرة المعارف ، ش ( 23 ) 718 عكسى نوشته 1058 ق ؛ سپهسالار 5 / 215 .
* شرح فصوص الحكم .
ابن عربى - بخش عرفان .
* شرح فصول نصيريه .
خواجگى شيرازى - فصول نصيريه ، شرح .
* شرح قصهء حى بن يقظان -
شرح رسالهء حى بن يقظان .
* شرح قصيدهء حكميه -
قصيدهء حكميه .
* شرح قصيدهء خمريه ابن فارض -
بخش عرفان .
* شرح قصيدهء عينيه .
متن از ابن سينا ( د 428 ق / 1037 م ) كه النفسية ، الورقائية و الغراء نيز خوانده شده است . قصيدهاى است در نفس و هبوط و تعلق آن به بدن و فراق نفس از بدن با سرآغاز : هبطت اليك من المحل الارفع - و رقاء ذات تعزز و تمنع . شرح از ناشناس كه بايد از سدهء ششم و يا هفتم باشد و جز محمد صالح ( - زير ) است . نخست واژهها را ترجمه كرده و سپس به گزارش آن به روش فلسفى پرداخته است . و سرودههايى از نظامى گنجهاى ( د 615 ق ) در آن آورده شده است . اين گزارش را عباس اقبال آشتيانى ، در مجلهء ادبيات تهران ، س 1 ش 4 چاپ كرده است .
نسخهها 2 / 814 ( 1 نسخه ) ؛ ذريعه 13 / 393 - 394 چند شرح از اين قصيده ، همانجا 17 / 121 « القصيدة . . . » متن و شرحى از آن ؛ مجدوع 201 ؛ مهدوى ، مصنفات ابن سينا 195 - 197 متن و چند ترجمهء آن : فارسى ، فرانسوى ، انگليسى و تركى .
ادبيات ، تهران 1 / 160 نسخهء كهن بايد پيش از 6 - 7 باشد .
* شرح قصيدهء عينيه .
متن همان از ابن سينا ( - بالا ) . گزارش از محمد صالح فرزند شاهرخ .
گزارشى جز آنچه در بالا ياد شده است .
نسخهها 2 / 814 .
ادبيات ، تهران 1 / 160 .
* شرح قصيدهء مير فندرسكى -
قصيدهء مير فندرسكى ، حل ما لا ينحل .
* شرح قضا و قدر .
از ميان محمد فيض ، كه نامش در ديباچه و پايانه آمده است ، با تاريخ 4 ع 1 / 1261 ق ( 1901 بكرمى ) كه بايستى تاريخ نگارش باشد . گزارش مثنوى داستانى « قضا و قدر » ( هف ، منظومهها ) اشرف مازندرانى ، ملا محمد سعيد فرزند ملا محمد صالح ( د 1126 / 1704 م ) مىباشد . با نشانههاى « م » براى متن و « ش » براى گزارش .
آغاز : زيباترين كلام شرح نظم ستايش مصنف صحيفهء تكوين . . . بعد هذا معروض مىدارد . بيت : فيض بىكس كه ندارد ملجا .