A
63 و
C
14 و قنواتى 218 آن را از او دانستهاند ، ولى نبايد از او باشد . اين گفتار بى شباهت با رسالهء 29 از « رسالههاى اخوان الصفا » نيست . بهر روى اين جز « دفع الغم من الموت » منسوب به اوست .
آغاز : ببايد دانستن كه اول چيزى كه بر بندگان واجب است ( آمد ) شناختن حق است ، خداست كه واحد حق و قديم مطلق است .
نسخهها 2 / 783 ( 3 نسخه ) ؛ مهدوى ، فهرست مصنفات ابن سينا 272 ؛ صفا 1 / 627 ؛ دايره 4 / 1 ابن سينا ؛ اعلام 2 / 1033 ؛ طبقات 5 / 63 .
دانشگاه 9 / 1484 ،
استانبول ، اسعد 3688 ؛ استانبول ، دانشگاه 422 ؛ تركيه ، كتابخانهها 491 - 492 ؛ موزهء بريتانيا 16659
. Add
* حكمت ناصريه :
ترجمهء حكمت دكارت .
ترجمه اميل برنت
Emile Bernet
و العازار رحيم موسائى همدانى . دوبار چاپ شده است : تهران ، 1270 ق ، سنگى ، 164 ص ؛ تهران ، 1279 ق ، سنگى ، 128 ص ،
مشار 2 / 1797 دو چاپ بالا . كه نام مترجم را عازاد آورده .
ملك 9 / 215 نامش .
موزهء بريتانيا ، چاپى 191 .
* حلاوة المناجات
ن . در اهميت راز و نياز و گفتوگوى در روح ، اعتقادى ، فلسفى ، عرفانى ، در 2 بخش .
آغاز : مقدمه . مناجات در لغت مفاعله است از نجوا يعنى راز گفتن دو كس باهم .
اشكورى 5 / 322 .
* حلاوة المناجات .
محمد سحرى - بخش عرفان .
* حل رموز رضويه .
دماوندى - بخش عرفان .
* حل شبههء آكل و مأكول -
شبههء آكل و مأكول .
* حل ما لا ينحل :
شرح قصيدهء ابو المفاخر رازى مير فندرسكى . متن از ابو المفاخر رازى ، شمس الدين محمد از سدهء 5 - 6 ق . كه با خاقانى ( د 502 ق ) مكاتبه داشته است . اين قصيده نادرست به فخر رازى نيز نسبت داده شده است .
چنان كه گزارشگران اين قصيده نيز همهجا او را فخر الدين رازى دانسته است . قصيدهاى است مصنوع در طلوع شمس اكسير جوانى و ستايش از حضرت رضا ( ع ) . با اين سرآغاز : بال مرصع بسوخت ، مرغ ملمع بدن - اشك زليخا بريخت ، يوسف كل پيرهن . با چند گزارش ديگر ( - قصيدهء مير فندرسكى ، شرح ، هف ) .
گزارش از عبد اللطيف شيروانى . مشهور به افلاطون ، به سال 967 ق ، پيشكش شده به « سپهر ملك سخا يعنى حسن آقا » . نام سراينده كه در اينجا امام فخر الدين رازى آمده ، و گزارش كننده و حسن آقا در ديباچه آمده ، سپس نخست قصيده را در 63 بيت آورده آنگاه به گزارش يك به يك مىپردازد . اين گزارش با پيشگفتار رسول جعفريان و يادداشت حسنزادهء آملى ، در « ميراث اسلامى ايران » 2 / 17 - 72 چاپ شده است .
آغاز : آن خالق اشيا كه جهان مجمل اوست . . . داورا ، ودودا از درد دل و روى زرد در راه ادراك .
نسخهها 5 / 3446 ( 6 نسخه ) ؛ نفيسى 1 / 403 .