هدية العارفين 1 / 715 .
سپهسالار 3 / 412 « ترجمهء ذروة . . . » بهاء الدين .
آصفيه ، هندليست 2 / 878 « سيرة المصطفى فى ترجمة ذروة . . . » ؛ عليگر ، اطهر 19 « آثار احمدى » ؛ لالا اسماعيل 330 .
ترجمهء رسالهء بدء الاسلام .
شبلى نعمانى ( د 1914 ) . ترجمه از حميد الدين ( نه عبد الحميد ) .
مشار 1 / 1290 ( چ . هند ، سنگى ) نام مترجم نادرست عبد الحميد آمده است ؛ دانش 13 - 1367 / 81 .
ترجمهء سر الشهادتين . دهلوى - بلهورى ،
خرم على ( م 1273 ق ) .
ايوب قادرى 179 .
ترجمهء سر الشهادتين . دهلوى - كشفى -
تحرير الشهادتين .
ترجمهء سر الشهادتين . دهلوى - مير قدرت اللّه - اسرار الشهاده .
ترجمهء سر الشهادتين . ن .
محمودآباد 426 ؛ مرآت العلوم 2 / 17 .
ترجمهء سيرت احمديه .
عبد الحميد ( سراج احمديه ) - ترجمهء طبقات زهرى .
ترجمهء سيرة النبويه .
ابن هشام . ترجمه از ابو المعالى شهاب الدين احمد پسر اسحاق ابرقوهى .
مشار 1 / 1295 ( چ . تهران ، 1348 خ ) .
( - نهاية المسؤل ) .
ترجمهء سيرت النبى .
كازرونى ، سعيد فرزند مسعود ( د 785 ق / 1357 م ) . ترجمه از اويس فرزند فخر الدين مؤمنآبادى .
براون 128 .
ترجمهء سير سيد الابرار :
سير عفيفى ، عفيف الدين - ترجمهء مولود المصطفى .
ترجمهء سيرهء عنتره .
عنترة فرزند شداد عبسى . از سرايندگان پيش از اسلام عرب . ترجمه از رئيس يزدى ، غلام على فرزند آقا محمد حسن ثقفى ، از سدهء چهاردهم . پدر آقاى فرهمند يزدى .
نسخهها 6 / 4433 ( 3 نسخه ) ؛ ذريعه 12 / 280 ؛ هدية العارفين 1 / 804 .
نشريه 4 / 463 .
ترجمهء سيرة النبى : ترجمهء سير النبى .
مطلبى ، محمد فرزند اسحاق فرزند يسار ( د 151 ق / 786 م ) . ترجمه از ناشناس .
مطلبى شيعى قدرى بوده كه چندى در مدينه بزيست ، سپس به مصر رفت ، سرانجام به عراق رفته و در بغداد جاى گزيده است و نگارندهء « كتاب السيرة » مىباشد . ترجمهى فارسى آن گزيده و از ناشناس است ، كه به دستور اتابك سعد بن زنگى ، در 612 يا 620 ق / 1215 يا 1223 م بدان آغاز كرده است . در ديباچهء نسخهء گنجبخش كه ديدم از « ابن هشام » كه متن را تحرير كرده است ( برگل 2 / 761 ) نامى آورده نشده است و از متن و از نگارندهء آن چنين ياد شده است « كتاب سيرت پيغمبر ما ( ص ) محمد بن اسحاق مطلبى ( ح ) » آنگاه از سفر خود ( مترجم ) به شام براى سماع آن و رفتن خود به مصر را نيز براى سماع آن از دو كس ديگر ، گزارش مىكند . و اينكه قدر اين كتاب را اهل شام و قدس و مصر مىشناسند . و « در فارس كه در ولايت ماست ، اين خود عزيز است . . . » .
سپس ده « فايده » ى اين كتاب . آنگاه مىگويد در 612 ق ( 1215 م ) از سفر شام به فارس برگشته ، در شهر ابرقوه ، خدمت سعد بن زنگى اتابك رسيده ،